{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نه صدايش را نازک مي کرد

نه صدايش را نازک مي کرد
و نه دستانش را ” آردي ” . . .
از کجا بايد به ” گرگ ” بودنش شک ميکردم ؟!
دیدگاه ها (۳)

به روزهای سخت که رسید بسیار تفاوت داشت؛آنکس که در روزهای خو...

کــــاش...بــا هــم در کــوچــه هــای ایــن شــهــر راه بــر...

ﺣـــﺎﻝ ﻭ ﺭﻭﺯ ﻋﺠﯿﺒــــــــــی ﺩﺍﺭم...ﻫﻤﯿـــــﺸﻪ ﺑﺮ ﺳــــــﺮ ﺩ...

سخت میترسیدم ازاینکه من ازنژادشیشه باشم وشکستنی.. او از نژاد...

پاسخ قاطع حمید رسایی نماینده ی تهران به سخنان سخنگوی دولت:اگ...

می‌گویند بعضی از آدم‌ها به دنیا می‌آیند تا به تاریکیِ جهان، ...

از کی اینقدر بی شرف شدید.واقعا باید به نطفه بعضیا شککرد.🧡@De...

دنبال هرچی باشی بدست میاری

بدون تعارف:هر مسئولی از داخل تلاش کرد با دادن پالس‌های مختلف...

بعضی خرها خیال میکننبا ژست صلح طلبیمیشه دشمن رو عوض کرد این ...

#داستانک‹‹ حلاج گرگ بودم! ››حلاجی از شهر برای کار حلاجی به د...

تئوری ترسناک

دوینا جادوگر خفنمون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط