{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به لبخندی قناعت کن ، که خندیدن خطر دارد

به لبخندی قناعت کن ، که خندیدن خطر دارد
تبسم های چون شبنم، به قلب گل اثر دارد
مرام عاشقی را با، سکوتت زنده کُن امشب
که گوش دل ز نجوای، سکوتِ تو خبر دارد
شبیه پچ پچ باران، میان گوش گندم زار
ببین هرخوشه ی عشقت، دوصدخوشه ثمر دارد
کمی آرامتر امشب، قدم بر دار در قلبم
به غیر از تو خیال تو، میان دل گذر دارد
نگاهی کُن به چشمانم، شده محوِ دو پلک تو
گمانم هر دو چشم من، به پلک تو نظر دارد
بیا مانند تاریکی، غروبی را مهیا کن
که در آرامشِ امشب، کمی میلِ سحر دارد
قدم می زد نگاه تو، میانِ دفترِ قلبم
ازاینرو قلب پروانه، دگر شوق سفر دارد
دیدگاه ها (۲)

جنس من از آهن و از سنگ نیست / من دلم تنگ است و یار دلتنگ نیس...

خیره ام در چشمِ خیست حسرتم را درک کنقبله ام باش عاشقانه ، نی...

ﺍﺯ ﺳﮑﻮﺗﻢ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ ﺗﺎ ﺑﺪﺍﻧﯽ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡﺑﯽ ﻫﻮﺍﯾﺖ ﮐﻨﺞ ﭘﺴﺘﻮﻫﺎﯼ ﻏﻢ ﯾﺦ...

شبی باران ، شبی آتش ، شبی آیینه و سنگمشبی از زندگی سیرم ، شب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط