{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌تمامِ آدمهایی که از ارتفاع میترسند،

‌تمامِ آدمهایی که از ارتفاع میترسند،
یک روز
یک جا
یک لحظه
داشتند سقوط میکردند و
دستشان را به امیدِ گرفته شدن دراز کردند
اما نبوده دستی
نبوده تکیه گاهی
و طوری با سر زمین خوردند،
که حالا از یک پله ی نیم متری هم ترس دارند!
هوای این آدمها را باید داشت
اگر دستشان را نمیگیرید،
هُلشان هم ندهید!
دیدگاه ها (۴)

و آخرش دیدیچه شد؟!خودمان ماندیم و خودمان!آخرش ماجنگیدیم و با...

سخت است زندگی تو را به جایی برساند که آرزوی مرگ کنی...که از ...

بیـــشتر آدم هاتجربه ی یک شب تا صبح نخــوابیدن رو دارندیک شب...

آرایشگر اولین قیچی رو به موهام زد:)آروم گفتم مرسیگفت موهات خ...

روی چمن دراز کشیده بودم و با دست موی سر ِ زمین را که تازه س...

پارت ۷ناروتو و ساسکه توی حال و هوای خودشان بودند، توی لذت ان...

در نیمه های شب پارت نهم/ عکس ها رو پایین دید دیگهه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط