{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چون ز پشت زولجناح آمد فرود

چون ز پشت زولجناح آمد فرود
بر سجود افتاد و رخ بر خاک سوخت
در دل گودال کردی بس سجود
شد ز فرت سجده رخسارش کبود
گفت ای فرمانده امر قضا
این سر تسلیم و این کوی رضا
با تو آن عهدی که بستم روز زر
تا دهم در راه ناموس توسر
شکر کامد بر سر آن عهد بلا
این حسین و این زمین کربلا
دیدگاه ها (۲)

چون ز پشت زولجناح آمد فرود بر سجود افتاد و رخ بر خاک سوخت د...

عشق ، صاعـقـه است ، سفیری است که از همسایـگـی ِ خدا...

عاشقان کم کم به شورالتهاب افتاده اند. فکر عود چای اسپند گ...

توخراب من الوده نشو!

روایات بسیاری گواهی می‌دهند که معصوم را جز معصوم نمی‌تواند غ...

گفت ای فرمانده امر قضا اين سر تسليم و اين کوی رضا با تو آن...

..آن که با خلقت تو هر چه که بود آوردهجبرئیلش به سجود تو سجود...

شب زیارتی ارباب السلام علیک یا اباعبدالله

فکرم همه جا هست ولی پیش خدا نیستسجاده ی زر دوز که محراب دعا ...

نباشم گر در این محفل ، چه غم دیوانه ای کمترخوش آن روزی ز خاط...

از بس شبیه فاطمه رویش کبود بودگفت ای حسین ضاربت آیا یهود بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط