{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فقط یک لحظه فهمیدم، که خیلی دوستت دارم

فقط یک لحظه فهمیدم، که خیلی دوستت دارم
و بعدش، گیج این عشقم، اسیر قلب تبدارم
پی یک رد پا از عشق، دور خویش، می گردم
نه انگار آدمم، انگار، روح سرد پرگارم
سرودم شعرها، در هریکی، رازی بیان کردم
مرا، رسوای مردم می کند، یک روز، اشعارم
تو، با چشمان خود از من، گرفتی راحت من را
و من، دنیای دردم را، به چشمانت بدهکارم
"چه شد در من؟ نمی دانم، فقط دیدم پریشانم
فقط یک لحظه فهمیدم، که خیلی دوستت دارم
دیدگاه ها (۱)

چه شد در من نمی دانمفقط دیدم پریشانمفقط یک لحظه فهمیدمکه خیل...

عاشقانه های شبنم

شاید هیچ‌وقت دختری نداشته باشم که موهایش را آرام شانه بزنم، ...

کی منظره پارت مست شدن هان بود!!!

پارت ۵۰ صبح روز بعد، لینا جلوی آینه ایستاده بود و به حرف‌های...

پاییز اومد.. مرتضی پاشایی.عکس ملکه خوب ها

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇25ویو هویج:حیاط هنوز شلوغ بود. اما بر...

چندپارتی جیمین

سلام من مایا هاوک هستم و اینجام تا بررسی کنماز مجموعه کرایتر...

#بوسه_مرگ "پارت ۷۰"دقایقی بعد...آروم کنار مسیر سنگی باغ قدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط