فقط یک لحظه فهمیدم، که خیلی دوستت دارم
فقط یک لحظه فهمیدم، که خیلی دوستت دارم
و بعدش، گیج این عشقم، اسیر قلب تبدارم
پی یک رد پا از عشق، دور خویش، می گردم
نه انگار آدمم، انگار، روح سرد پرگارم
سرودم شعرها، در هریکی، رازی بیان کردم
مرا، رسوای مردم می کند، یک روز، اشعارم
تو، با چشمان خود از من، گرفتی راحت من را
و من، دنیای دردم را، به چشمانت بدهکارم
"چه شد در من؟ نمی دانم، فقط دیدم پریشانم
فقط یک لحظه فهمیدم، که خیلی دوستت دارم
و بعدش، گیج این عشقم، اسیر قلب تبدارم
پی یک رد پا از عشق، دور خویش، می گردم
نه انگار آدمم، انگار، روح سرد پرگارم
سرودم شعرها، در هریکی، رازی بیان کردم
مرا، رسوای مردم می کند، یک روز، اشعارم
تو، با چشمان خود از من، گرفتی راحت من را
و من، دنیای دردم را، به چشمانت بدهکارم
"چه شد در من؟ نمی دانم، فقط دیدم پریشانم
فقط یک لحظه فهمیدم، که خیلی دوستت دارم
- ۱.۲k
- ۰۳ فروردین ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط