{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قرار بود پارچه ی کت و شلواری اهدایی به مدرسه را میان شاگر

قرار بود پارچه ی کت و شلواری اهدایی به مدرسه را میان شاگردان قرعه کشی کنند،
معلم گفت:
هر کس نامش را روی کاغذ بنویسد تا قرعه کشی شود،
وقتی نام احسان درآمد، خود آقا معلم هم خوشحال شد!
چرا که احسان به تازگی یتیم شده و وضع مالی اش اصلا خوب نبود...
وقتی معلم به مابقی کاغذ اسامی بچه ها نگاه کرد، متوجه شد که
روی همه ی آنها نوشته شده بود: احسان...!!!

"مهربانیهای صادقانه ، کودکی هایمان را ازیادنبریم..."
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺑﯿﺎﻭﺭﺩ
ﻣﺴﺘﺤﻖ "ﺳﺘﺎﯾﺶ" است!
ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺯﯾﺴﺘﻦ بشناسیم و ﻧﻪ ﺩﺭ ﮔﻔﺘﻦ...
که ﺩﺭ ﮔﻔﺘﺎﺭ ﻫﻤﻪ ﺁﺭﺍﺳﺘﻪ ﺍﻧﺪ...!!!
دیدگاه ها (۸)

من دخترم.....

هدیه ایرانسل ویژه ماه رمضانبه هرکاربری که اد کنه همان لحظه ی...

غنچه خندید ولی باغ به این خنده گریستغنچه آنروز ندانست که این...

ﭼﻪ ﺯﯾﺒﺎ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ ﻧﻠﺴﻮﻥ ﻣﺎﻧﺪﻻ .....ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯽ ﯾﺎ ﺩﻟﺒﺴﺘﮕﯽ؟"ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯽ ...

قرار بود پارچه ی کت و شلواری اهدایی به مدرسه را میان شاگردان...

ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺑﯿﺎﻭﺭﺩﻣﺴﺘﺤﻖ ﺳﺘﺎﯾﺶ ﺍﺳﺖ.ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺯﯾﺴ...

ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺑﯿﺎﻭﺭﺩﻣﺴﺘﺤﻖ ﺳﺘﺎﯾﺶ ﺍﺳﺖ.ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺯﯾﺴ...

قرار بود پارچه ی کت و شلواری اهدایی به مدرسه، میان شاگردان ق...

قرار بود پارچه ی کت و شلواری اهدایی به مدرسه، میان شاگردان ق...

قرار بود پارچه ی کت و شلواری اهدایی به مدرسه، میان شاگردان ق...

قرار بود پارچه ی کت و شلواری اهدایی به مدرسه، میان شاگردان ق...

قرار بود پارچه ی کت و شلواری اهدایی به مدرسه، میان شاگردان ق...

قرار بود پارچه ی کت و شلواری اهدایی به مدرسه، میان شاگردان ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط