{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعد ها

بعد ها
یک روز
یاد من می افتی
برمی گردی
به سمت صدایی که نیست
به سمت گلدان کوچکی
که برگ برگش
لایِ کتاب حافظ
خشک شد ....
دیدگاه ها (۰)

.گل های سرخ رانمی پژمرد طاعونو بازنمی دارد از خواندن پرنده ر...

♥️«دُنیــــا»کوچکترین جای «دُنیـــاست»وقتی تنگ در «آغـــوش» ...

می شنوی ...؟!اینجا صدایِ بی تفاوتی ها ،همه جا را پر کرده است...

شعر گفتنم ،  آغاز تالمی تازه است که دیر زمانی ست با جای سوزش...

خبکارما همیشـہ عجلـہ نـבاره…ولے هیچ‌چیز رو هم ؋ـراموش نمی‌کن...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۱ پارت ۴‌آنیا لرزش دست‌هایش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط