{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

*نام فیک:«دیـداریــی عجیـب»

*نام فیک:«دیـداریــی عجیـب»
(پارت:۱۷)
..............................................

جونگکوک شروع به حرف زدن کرد. همه چیز و توضیح داد مثله وقتی که با هم آشننا شدیم و اتفاقاتی که با هم از سر گذروندیم و الان میخوایم چه کاری انجام بدیم و قصدمون چیه.
زمانی که حرف زدن جونگکوک تموم شد خالم انقد چشم هاش گشاد شده بود که هر لحظه ممکن بود از حدقه بیرون بیاد.
خالم از توی حالت تعجب اومد بیرون به خودش اومد.
اونم سره صحبت و با جونگکوک باز کرد و منم گوش میدادم. خالم گفت:«الان که لیا کسی و توی این دنیا نداره که پشت و پناهش باشه کی بهتر از شما آقای جئون. من خوشبختی لیا رو میخوام اگه میخواین ازدواجتون بی سر و صدا انجام بشه من هیچ مانعی نمی بینم که بخوام صده راهتون بشم پس منم حرفی ندارم. مبارک باشه.»
یه لحظه به فکر فرو رفتم.
خالم هیچوقت انقدر عاقلانه صحبت نکرده بود.
در همین حین لبخند قشنگی روی لب های جونگکوک نشست. منم کارشو تقلید کردم و خندیدم. باورم نمی شد این اولین خنده ای بود که بعد از مدت ها روی صورتم نشسته بود.
خالم ناهار و با من جونگکوک خورد و بعد از ناهار قصده برگشت به بوسان و داشت.
کمی اصرار کردم که مانع برگشتن خالم بشم اما قبول نکرد و رفت.
در همین حین که خالم رفت
جونگکوک گفت:(خب لیا منتظر چی هستی وسایلتو جمع کن تا بریم به خونه من.)
گفتم الان یکم زود نیست؟
جونگکوک گفت:(نه بابا زود کجا بوده لطفا همین الان بیا بریم.)
من هم وقتی دیدم جونگکوک اصرار زیادی میکنه منم قبول کردم و گفتم :«باشه جونگکوک چند دقیقه صبر کن تا وسایلم رو جمع کنم اونوقت باهم میریم.»
جونگکوک خوشحال شد انگار دنیا رو با شنیدن این حرفه من بهش داده بودن.
جونگکوک گفت:(باش پس منتظرتم.)
رفتم داخل اتاقم.
چمدون و برداشتم و تک تک لباس های تا شده رو گذاشتم داخلش بعد از اون وسایل شخصی و لوازم آرایشی هامو گذاشتم داخلش و درشو بستم.
جونگکوک گفته بود لازم نیست چیزه زیادی بردارم هر چی بخوام اون برام فراهم می کنه اما من لباس هایی که با درآمد خودم خریده بودم و خیلی دوست داشتم واسه به حرفه جونگکوک کوش ندادم.
زمانی که وسایلم جمع کردم چمدون بردم بیرون و به جونگکوک گفتم:«من آماده ام»و با هم رفتیم سوار ماشین شدیم و حرکت کردیم...........


ادامه دارد...............
دیدگاه ها (۰)

بازهم ترکیب خفن تهکوک....... حمایت یادتون نره.......

Me need you___________part ³±یعنی میخای بگی که کار یکی از دش...

*نام فیک:«دیـداریــی عجیب»(پارت:۶)ــــــــــــــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط