{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

MRLOVE

MR.LOVE
Part 9

هان: آهان اونو میگی...

سومین: یادت اومد؟

هان: آره یه چیزایی یادم اومد

سومین: چی؟

هان: منظورت اعترافی که بهت کردم؟

سومین: اوه پس واقعا یادت اومد.

هان: ببخشید با حرفای دیروز چون من.....

سومین: مشکلی نیست

هان: واقعا؟

سومین: آره

هان: یعنی قبولم میکنی؟

سومین: قرار بود امروز دربارش حرف بزنیم

هان: خب الان دارم میگم

سومین: فعلا بیخیال سوپ آماده شد بیا بخور

هان: باشه..مرسی

[سومین] کاسه سوپ رو بهش دادم و خودم رفتم توی اتاق. خودم رو روی تخت انداختم و تو فکر بودم. بعد از چند دقیقه هان اومد.

هان: میتونی باهام قرار بذاری؟

سومین: نمیدونم...

هان: پس کی جوابم رو میدی؟

هان: نمیدونم...

هان: باشه بیخیال، من دیگه میرم

[سومین] همین که دیدم داره از اتاق میره بیرون از پشت بغلش کردم.

سومین: نرو..

هان: چرا؟

سومین: بازم نمیدونم...

[هان] دستش رو گرفتم و بعد روبروی اون وایسادم.

هان: اصلا دوستم داری؟

سومین: بگم آره قبول میکنی؟

هان: چرا قبول نکنم؟

[سومین] اومد و نزدیک صورتم شد و بوسه ی کوتاهی روی لبم گذاشت. نگاهی دلنشین به من کرد؛ من هم نگاهش کردم و بعد بغلش کردم، اون هم متقابل بغلم کرد.!


End:)
دیدگاه ها (۰)

Green💚

Green💚

اوخداااااااا🥲✨️ ‌ بیا پایین👇🏻از این به ب...

جذاب منهههه🛐🛐😭موهاشو🛐فیسشو🛐هیکلشو🛐خودشو🛐آقا ایشون برا منه😔🔪

P5🦋-اره واقعا&بابا-بله&نمیخواین بشینین؟-عا چرا چرا {نشست پیش...

part13🦋-هارا&بله-مطمعنی دیگه چیزی نمی‌خوای &اره-حتی نمی‌خوای...

پارت ۱۲رز وحشیاون دختر ات نیست اون دختر خواب بود  اروم از رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط