خونریزی شدیدی داشت

خونریزی شدیدی داشت . . .
داخل اتاق عمل، دکتر اشاره کرد که چادرم رو در بـیارم 
تا راحتتر مجــروح رو جابه جا کنم.
گوشــه ی چادرم رو گرفت و بریده بریــده گفت :
من دارم مـیرم تا تو چــادرت رو در نیاری
چـــادرم در مشتش بود که شهید شــد
#zahra_313
دیدگاه ها (۱)

مَن یک دخترم اَز نوع چادُریَش مَــــــن خودَم را و خُـــــــ...

سر دادند که روسری ها نیفتندروسری ها هم از سرها افتادند!!! آن...

ناراحت نباش بانو ، دوره آخر الزمان است ...به خودت افتخار کن ...

من از اظهار نظر های دلم فهمیدمعشق هم صاحب فتواس اگر بگذارند....

love Between the Tides²⁸تهیونگصدای آمبولانس رو شنیدم سریع او...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط