{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

love Between the Tides

love Between the Tides²⁸

تهیونگ
صدای آمبولانس رو شنیدم
سریع اومدن داخل و ا/ت رو بردن و پلیس هم مرد رو دستگیر کرد
پلیس: باید با ما بیای
تهیونگ: نه من باید برم بیمارستان
پلیس: خب ما میایم اونجا
تهیونگ: اوکی
تو آمبولانس بودم دست ا/ت گرفته بودم و درحال گریه کردن بودم
تهیونگ: آقای دکتر خوب میشه؟
👨‍⚕️: من دکتر اصلی نیستم که چیزی بگم ولی فکر کنم خون زیادی از دست داده صورتش پر از زخم شده
تهیونگ: همش تقصیر منه باید زودتر میرفتم
رسیدیم بیمارستان و ا/ت رو به سرعت بردند اتاق عمل
چند دقیقه بعد
👩🏻‍⚕️: همراه خانم پارک
تهیونگ: بله
👩🏻‍⚕️: شما چه نسبتی باهاش دارید؟ همسرتونه؟
تهیونگ: نه فقط دوستمه
👩🏻‍⚕️: خب به یه نفری که نزدیک تره زنگ بزنید
تهیونگ: پدرش خارج از کشور مامانش هم خارج از این شهره
👩🏻‍⚕️: سریع لطفا تماس بگیرید آقای دکتر میگه گروه خونی خانم پارک چیه؟
تهیونگ:(با ترس) برای چی؟
👩🏻‍⚕️: آقای دکتر گفتند خانم پارک خیلی خون از دست داده شاید لازم بشه بهش اهدا بشه
تهیونگ: الان زنگ میزنم

چند دقیقه بعد
تهیونگ: الو
م: جانم
تهیونگ: خاله کجایی؟
م: خاله عزیزم چونسو سئول بود گفت چند روزی کار دارم منم گفتم تنها نباشم اومدم سئول البته به خودش نگفتم هنوز
تهیونگ: خاله
م: عزیزم چیشده چرا صدات گرفته گریه کردی؟
تهیونگ: خاله حالا که سئولی یه ادرس میفرستم میتونی بیای
م: آره الان میام
تهیونگ: بیا بیمارستان مرکزی
م: بیمارستان برای چی؟
گوشی رو قطع کردم

چند دقیقه بعد
مامان ا/ت به سرعت اومد نزدیکم
م: پسرم چیشده؟
تهیونگ: خاله بشین
م: دستت خونیه چیشده تصادف کردی؟
تهیونگ: نه
م: جانم بگو
تهیونگ: خاله ا/ت
م: چرا گریه میکنی حرف بزنننن ا/ت چی دخترم چیشده...؟
👩🏻‍⚕️: مادر خانم پارک هستند؟
م: تهیونگ یه چیزی بگووو گریه نکن بگو
👩🏻‍⚕️: خانم گروه خونی دخترتون چیه؟
م: برای چی میپرسی؟
تهیونگ: خاله بهش بگو بعد بهت توضیح میدم
م:(...)
👩🏻‍⚕️: ممنون
م: خب بگو الان چیشده ا/ت من کجاست؟؟؟
تهیونگ: اتاق عمل
م: اتاق عمل برای چی؟؟تهیونگ تصادف کردید
تهیونگ: نهه اگر تصادف کرده بودیم من سالم نبودم
م: خب بگو
تهیونگ: ا/ت
م: تو فقط داری گریه میکنی قلبم داره میاد تو دهنم خانم بیا
👩🏻‍⚕️: جانم
م: گروه خونی دختر من رو برای چی میخواستید دختر من کجاست الان ؟؟
👩🏻‍⚕️: خانم آروم باشید
تهیونگ چیزی نگفت و رفت بیرون
م: صبر کن
👩🏻‍⚕️: دخترتون خونریزی شدید داشتند مجبور هستند بهش خون بدند
م: برای چی؟ غش کرده بود؟
👩🏻‍⚕️: نه آسیب دیده بود
👮🏻‍♀️: شما مادر خانم پارک هستید
م: چرا چیزی به من نمیگید
👮🏻‍♀️: اجازه بدید من براتون توضیح بدم اقا شما هم بیاید اینجا بشینید
تهیونگ: بله
👮🏻‍♀️: خانم مثل اینکه میخواستن به دخترتون تجا**وز کنند و دخترتون خیلی مقاومت کرده اون مرده بهش آسیب رسونده چاقو خورده به پاش صورتش زخمی شده بود رو گردنش جای دست بود مثل اینکه میخواسته خفش کنه ولی دختر شما قبل از خفه شدن از درد و ترس غش کرده و مثل اینکه این آقا زود بهشون رسیدند ما مرده رو دستگیر کردیم و از خونه متوجه شدیم که دخترتون خواسته پولی به مرده بده
م: شوخیه؟ خواستند به ا/ت تجا**وز کنند؟ به ا/ت من وایی دخترم تهیونگ همه ی این ها دروغه بگو دروغه
چیزی نمیگفتم و فقط با سر تایید میکرد
م:واییی اون عوضیییی آشغال کیهه میکشمش
تهیونگ:نمیتونم بگم
م: کیه؟ کدوم عوضی؟ بگو خانم پلیس کی بوده
👮🏻‍♀️: آقایی به اسم چان چونسو
م: چان چونسو؟ تهیونگ چه اتفاقی داره میفته چان چونسو که شوهرمه او خواسته به دخترم....
تهیونگ: مثل اینکه عمل ا/ت به پایان رسید
سریع رفتیم سمت دکتر
تهیونگ: آقای دکتر
👨🏻‍⚕️: بله
تهیونگ: ا/ت چطوره
👨🏻‍⚕️: هیچی نمیتونم بگم متاسفانه حال خوبی نداره خیلی آسیب دیده بود هیچی نمیتونم بگم و اینکه زیاد امیدوار نباشید
م: یعنی چی؟ امیدوار نباشیم؟ ممکنه دخترم بهوش نیاد؟
👨🏻‍⚕️: بله متاسفانه
م: واییی دخترمم 😭😭
تهیونگ: خاله بیا
م: چونسو عوضی خودم با دستای خودم میکشمت
تهیونگ: خاله من الان نمیخوام ناراحتتون کنم ولی بار اول نبوده او بار ها تلاش کرده به ا/ت نزدیک بشه بدن ا/ت پر از زخم بود بخاطر او
م: وایی چرا ا/ت هیچی به من نگفته بود فقط دلم میخواد الان بمیرم
تهیونگ: میدونم الان چه حسی داری خاله فقط ازت میخوام آروم باشی گریه کن
م: صبر کن او از کجا اومد تو مگه با ا/ت قرار نداشتی؟
تهیونگ: من؟
م: آره تو؟
تهیونگ: نه

#فیک
#سناریو
#taehyung
#تهیونگ
#فیکشن
#رمان
#عشق_بین_جزر_و_مد
دیدگاه ها (۵)

love Between the Tides²⁹م: تو خونه ی ما براش نامه نوشته بودی...

love Between the Tides³⁰چند دقیقه بعد تهیونگ به سرعت رفتم سم...

love Between the Tides²⁷بهش ضربه میزدم ولی ولم نمیکرد ادامه ...

love Between the Tides²⁶رفتم سوار ماشین شدم تهیونگ: دو ساعت ...

ولی متاسفانه ا/ت کار خودش رو کرده بودجیمین سریع ا/ت رو با دس...

Part 23کوک ویو لباس تنه خودم و ا،ت کردم و به سمت بیمارستان ح...

~~~~{عشق ممنوعه}~~~*part 1* ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط