انتقام خونین
انتقام خونین
پارت32
پایان فصل اول
یونگی:وای...خدایا...نه نه نبا....ید بره.......همش تقصیر....اوناس....وگرنه ..الان ...لیلیومم.....بقلم بود.......(دادعربده گریه) من نمیزارم بره(اشکاشوپاک کرد)
@به بقیه هم بگیم
یونگی:نه نه نمی خوام
فردا شد ویونگی نتونست جلوی رفتن لیلیومش روبگیره ولی اون نیم رخش رودید که داره با پیرمرد میره متاسفانه اون پرواز خصوصی بود و هیچ کس نفهمید اون ها کجارفتن.
یونگی وقتی رفتم مع~شوق~ش رو دید اشک ریخت زجه زد البته بقیه هم پیشش بودن اون ها هم خورد شدن یونگی رو با ناراحتی و گریه تماشا میکردن.
خب خبر دارم این داستان فصل دوم هم داره و چند ساعت دیگه گذاشته میشه ولی تغییر های زیادی داخل رمان وجودداره عکس رمان همینه.
پارت32
پایان فصل اول
یونگی:وای...خدایا...نه نه نبا....ید بره.......همش تقصیر....اوناس....وگرنه ..الان ...لیلیومم.....بقلم بود.......(دادعربده گریه) من نمیزارم بره(اشکاشوپاک کرد)
@به بقیه هم بگیم
یونگی:نه نه نمی خوام
فردا شد ویونگی نتونست جلوی رفتن لیلیومش روبگیره ولی اون نیم رخش رودید که داره با پیرمرد میره متاسفانه اون پرواز خصوصی بود و هیچ کس نفهمید اون ها کجارفتن.
یونگی وقتی رفتم مع~شوق~ش رو دید اشک ریخت زجه زد البته بقیه هم پیشش بودن اون ها هم خورد شدن یونگی رو با ناراحتی و گریه تماشا میکردن.
خب خبر دارم این داستان فصل دوم هم داره و چند ساعت دیگه گذاشته میشه ولی تغییر های زیادی داخل رمان وجودداره عکس رمان همینه.
- ۷۷
- ۲۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط