{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

انتقام خونین√

انتقام خونین√
فصل دوم√
پارت۱√
ویو رومینا
الان تقریبا سه ماه از اومدن به چین میگذره ومن دوتا خبر خوب دارم پیرمرد مرد ومن آزاد شدم وتموم ارثش به من رسید خبر خوب دوم رفتم دکتروفهمیدم که من سه تا بچه دارم خیلی خوشحالم وقراره به زودی برگردم کره چون همه رفتن کره می خوام زندگیمو با یونگی ادامه بدم.
ویو نازنین
الان سه ماه از رفتن رومینا میگذره ومن فهمیدم که یک ماه حامل~م ودوماه ماه منو کوک رفتیم ایتالیا.
ویو آرام
یونگی تبدیل شده به یه آدم سرد وبیروح ولی خب یکم بهتر از اوایلش شده شاید یکم لبخند بزنه اونم بزور.
ویویونگی
از وقتی رومینارفته آنجلو بهم گفته که رومینا کشته شده ما رفتیم سر قبرش اونو دیدیم ولی چهره سوخته بود ومن شک داشتم که جنازه رومینا باشه.
رومینا: خب وسایل امادس ای خدا اوققققق(می خواهد بالا بیاره)مامانو اذیت نکنین.



ادامش چند ساعت دیگه .❤️
دیدگاه ها (۰)

انتقام خونینپارت32پایان فصل اولیونگی:وای...خدایا...نه نه نبا...

اسلاید اول آهنگش خیلی معروفهاسلاید دومدقیقااسلاید سوممنماسلا...

انتقام خونینپارت7اومدن تو که یو.....یونگی خیلی تعجب کرد از د...

انتقام خونینپارت۲۲(پسرا اومدن تو)نازنین:(جیغغ)#(جیغ پیکمی طو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط