{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در پیله تا به کی بر خویشتن تنی

در پیله تا به کی بر خویشتن تنی
پرسید کرم را مرغ از فروتنی
تا چند منزوی در کنج خلوتی
دربسته تا به کی در محبس تنی
در فکر رستنم ـپاسخ بداد کرم ـ
خلوت نشسنه ام زیر روی منحنی
هم سال های من پروانگان شدند
جستند از این قفس،گشتند دیدنی
در حبس و خلوتم تا وارهم به مرگ
یا پر بر آورم بهر پریدنی
اینک تو را چه شد کای مرغ خانگی!
کوشش نمی کنی،پری نمی زنی؟ نیما یوشیج
دیدگاه ها (۱)

خانه ام ابری ستیکسره روی زمین ابری ست با آن.از فراز گردنه خر...

آن گل زودرس چو چشم گشود به لب رودخانه تنها بود گفت دهقان سال...

شب همه شب شکسته خواب به چشممگوش بر زنگ کاروانستمبا صداهای نی...

از این راه شوم ،گرچه تاریک استهمه خارزار است و باریک استز تا...

در پیله تا به کی بر خویشتن تنیپرسید کرم را مرغ از فروتنیتا چ...

در پیله تا به کی بر خویشتن تنیپرسید کرم را مرغ از فروتنیتا چ...

در پیله تا به کی بر خویشتن تنیپرسید کرم را مرغ از فروتنیتا چ...

دانلود کتاب هفته - جلد 33 - 6 اردیبهشت 1341

دانلود مجله دنیای سخن - شماره 32 - خرداد و تیر 1369

این که آدم یک جهان تنهاست بعضی وقت‌هاقصه‌ای غمگین ولی زیباست...

دانلود کتاب خاطرات سردار مریم بختیاری

عزیز البریهی

عزیز البریهی

شهر آرام است مثل دیشب و شبهای قبل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط