{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

توی پارک نشسته بودم دیدم ی پسره دستاشو گرفته آسمون...

توی پارک نشسته بودم دیدم ی پسره دستاشو گرفته آسمون...
دلم سوخت،
فکر کردم مشکلی داره که اینجوری التماس خدا میکنه
رفتم جلو،
دست گذاشتم رو شونش
گفتم داداش مشکلی هس؟
کمکی از من برمیاد ؟
.
.
نگام کرد گفت :نه عسیسم لاک زدم منتظرم خشک بشه..
دیدگاه ها (۸)

: ﺩﯾﺮﻭﺯ ﺩﺍﺧﻞ ﯾﻪ ﺗﺮﺍﻓﯿﮏ ﺑﺪﺟﻮﺭ ﮔﯿﺮ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﯾﻬﻮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻢ ﺩﺍﺧﻞ ...

ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﺑﺎﺑﺎﻣﻮ ﺑﺮﺩﻡ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ, ﮔﻔﺘﻢ ﻫﻤﯿﻨﺠﺎ ﺗﻮ ﺣﯿﺎﻁ ﺑﭽﺮﺥ ﺗﺎ ﻣﻦ ﺑ...

- خانمها چطور نیمرو درست میکنن؟۱-ماهیتابه را میزارن رو گاز۲-...

قسمت من که نشده برم آبشارنیاگارا...........ولی اونایی که رفت...

my love part 22

پارت نهم

بوسه مرگ"پارت ۲"ویو ا.ت: (از این به بعد ناری رو ا.ت مینویسم)...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط