توی پارک نشسته بودم دیدم ی پسره دستاشو گرفته آسمون...
توی پارک نشسته بودم دیدم ی پسره دستاشو گرفته آسمون...
دلم سوخت،
فکر کردم مشکلی داره که اینجوری التماس خدا میکنه
رفتم جلو،
دست گذاشتم رو شونش
گفتم داداش مشکلی هس؟
کمکی از من برمیاد ؟
.
.
نگام کرد گفت :نه عسیسم لاک زدم منتظرم خشک بشه..
دلم سوخت،
فکر کردم مشکلی داره که اینجوری التماس خدا میکنه
رفتم جلو،
دست گذاشتم رو شونش
گفتم داداش مشکلی هس؟
کمکی از من برمیاد ؟
.
.
نگام کرد گفت :نه عسیسم لاک زدم منتظرم خشک بشه..
- ۶.۹k
- ۰۸ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط