بوسه مرگ
بوسه مرگ
"پارت ۲"
ویو ا.ت: (از این به بعد ناری رو ا.ت مینویسم)
تو خونه نشسته بودم حوصلم سر رفته بود پس تصمیم گرفتم برم بار یه حال و هوایی عوض کنم
یه لباس مناسب پوشیدم و یه آرایش ملایم کردم و سوار ماشینم شدم و رفتم به بار
وقتی که وارد بار شدم بوی تند الکل و سیگار به استقبالم اومد
یه نوشیدنی بدون الکل سفارش دادم چون زیاد اهل مست کردن نیستم
ولی نگاه سنگین یه نفرو حس میکردم به اطراف نگاه کردم که دیدم یه مرد خوشتیپ نگام میکنه
چشمامون به هم گره خورد وا چشه چرا اینطوری نگام میکنه
نگاهمو ازش گرفتم و به اطراف نگاه میکردم که هرزه ها خودشونو به پسرا می چسبوندن
تقریبا یه ساعتی گذشت تصمیم گرفتم که برم خونم از بار خارج شدم و به سمت ماشینم رفتم
چون جا نبود یکم دور پارک کرده بودم و مجبور شدم پیاده برم
حس کردم کسی دنبالم میکنه شروع کردم تند تند راه رفتن ولی اون فرد خودشو به من رسوند
یهو یه دستمال جلو دهنم گذاشت من هی تقلا میکردم با آرنجم بهش زدم. و حتی چنگ زدم.
صدای مرده اومد: << لعنتی....این دختره خیلی وحشیه!>>
نفس کشیدن برام سخت شد...همه چیز تار شد و سیاهی..........
ادامه دارد.....
"پارت ۲"
ویو ا.ت: (از این به بعد ناری رو ا.ت مینویسم)
تو خونه نشسته بودم حوصلم سر رفته بود پس تصمیم گرفتم برم بار یه حال و هوایی عوض کنم
یه لباس مناسب پوشیدم و یه آرایش ملایم کردم و سوار ماشینم شدم و رفتم به بار
وقتی که وارد بار شدم بوی تند الکل و سیگار به استقبالم اومد
یه نوشیدنی بدون الکل سفارش دادم چون زیاد اهل مست کردن نیستم
ولی نگاه سنگین یه نفرو حس میکردم به اطراف نگاه کردم که دیدم یه مرد خوشتیپ نگام میکنه
چشمامون به هم گره خورد وا چشه چرا اینطوری نگام میکنه
نگاهمو ازش گرفتم و به اطراف نگاه میکردم که هرزه ها خودشونو به پسرا می چسبوندن
تقریبا یه ساعتی گذشت تصمیم گرفتم که برم خونم از بار خارج شدم و به سمت ماشینم رفتم
چون جا نبود یکم دور پارک کرده بودم و مجبور شدم پیاده برم
حس کردم کسی دنبالم میکنه شروع کردم تند تند راه رفتن ولی اون فرد خودشو به من رسوند
یهو یه دستمال جلو دهنم گذاشت من هی تقلا میکردم با آرنجم بهش زدم. و حتی چنگ زدم.
صدای مرده اومد: << لعنتی....این دختره خیلی وحشیه!>>
نفس کشیدن برام سخت شد...همه چیز تار شد و سیاهی..........
ادامه دارد.....
- ۹۸
- ۲۹ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط