پارت
پارت ²⁷
_ ( با دردی که نفس کشیدن رو ازم گرفته بود خودم رو به عمارت رسوندم دکترم اونجا بود)
دکتر : بخواب سر تخت باز چه بلایی آوردی سر خودت سریع قبلم همینجوری
_ ( لارا داشت همینجوری با تعجب به حرفای دکتر گوش میداد و کم مونده بود بغضش بترکه )
دکتر : خانم جئون حتما خیلی با این شوهر سخت گیرت سختی میکشی
+ آره تو از کجا فهمیدی
_ آقای دکتر میشه فقت کارت رو بکنی
دکتر : چی بگم میرم دستم رو بشورم تا میام لباست رو درار
+بزار کمکت کنم لباست رو دربیاری
_ خودم میتونم
+ میگم کمکت میکنم
_ باش ویسا میخوای لباسم رو قیچی کنی ؟
+ خب آره دیگه
_ نه ولش کن میتونم درارمش
+ چطوری تو که نمیتونی شونه راستت رو تکون بدی
دکتر : تموم شد
+ بله درش آوردم
دکتر : خوبه
_ برو بیرون
دکتر : راست میگه روحیه ظریفی داری بری بیرون بهتره
+ ن نمیرم
_ برو
+ نمیخوام
_ برو ( عربده )
+ نمیرم ( داد )
_( با دادی که زد خیلی تعجب کردم یعنی الان واقعا تو روم ویساد ؟!)
دکتر: میشه اون شیشه بی حسی رو بهم بدی
+ ارع ( داشتم شیشه رو از ساک دکتر پیدا میکردم که با شنیدن صدای کوک شیشه از دستم افتاد )
_ آخ
دکتر : میخوام زخمت رو تمیز کنم
دکتر : دختر تو چیکار کردی ؟ شیشه بیحسی رو شکستی ( داد )
+ ببخشید
_ سرش داد نزن ( یقه دکتر رو گرفت )
دکتر : میتونی تحمل کنی بدونه بیحسی
_ ارع میتونم
_ لارا برو بیرون تا وقتی نگفتم حق نداری بیای تو
....................
لایک بالای ۱۳۰
بازنشر بالای ۴۰
_ ( با دردی که نفس کشیدن رو ازم گرفته بود خودم رو به عمارت رسوندم دکترم اونجا بود)
دکتر : بخواب سر تخت باز چه بلایی آوردی سر خودت سریع قبلم همینجوری
_ ( لارا داشت همینجوری با تعجب به حرفای دکتر گوش میداد و کم مونده بود بغضش بترکه )
دکتر : خانم جئون حتما خیلی با این شوهر سخت گیرت سختی میکشی
+ آره تو از کجا فهمیدی
_ آقای دکتر میشه فقت کارت رو بکنی
دکتر : چی بگم میرم دستم رو بشورم تا میام لباست رو درار
+بزار کمکت کنم لباست رو دربیاری
_ خودم میتونم
+ میگم کمکت میکنم
_ باش ویسا میخوای لباسم رو قیچی کنی ؟
+ خب آره دیگه
_ نه ولش کن میتونم درارمش
+ چطوری تو که نمیتونی شونه راستت رو تکون بدی
دکتر : تموم شد
+ بله درش آوردم
دکتر : خوبه
_ برو بیرون
دکتر : راست میگه روحیه ظریفی داری بری بیرون بهتره
+ ن نمیرم
_ برو
+ نمیخوام
_ برو ( عربده )
+ نمیرم ( داد )
_( با دادی که زد خیلی تعجب کردم یعنی الان واقعا تو روم ویساد ؟!)
دکتر: میشه اون شیشه بی حسی رو بهم بدی
+ ارع ( داشتم شیشه رو از ساک دکتر پیدا میکردم که با شنیدن صدای کوک شیشه از دستم افتاد )
_ آخ
دکتر : میخوام زخمت رو تمیز کنم
دکتر : دختر تو چیکار کردی ؟ شیشه بیحسی رو شکستی ( داد )
+ ببخشید
_ سرش داد نزن ( یقه دکتر رو گرفت )
دکتر : میتونی تحمل کنی بدونه بیحسی
_ ارع میتونم
_ لارا برو بیرون تا وقتی نگفتم حق نداری بیای تو
....................
لایک بالای ۱۳۰
بازنشر بالای ۴۰
- ۳۵.۴k
- ۱۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط