{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کلبه ام پنجـره ای باز بـه دریـا دارد

کلبه ام پنجـره ای باز بـه دریـا دارد
خوب من! منظره ی خوب،تماشا دارد
ساختــم آینـه ای را به بلندای خیال
تا خودت را به تماشای خودت وا دارد
راز گیسوی تودنیای شگفت انگیزیست
که بـه اندازه ی صد فلسفـه معنا دارد
گوش کن خواسته ام خواهش بیجایی نیست
اگـر  آیینه ی دستت بشـوم ، جـا دارد
چشـم یک دهکده افتاده به زیبایی تو
درتویک وسوسه ی مبهم وسرگردانست
ازهمان وسوسه هایی کـه یهـودادارد
عشق راباهمـه شیرینـی وشورانگیزی
لحظه هاییست که افسوس و دریغا دارد
بـیقرار آمدن ،آشفتــن وآرام شدن بس که تماشا دارد
دیدگاه ها (۱۱)

چه شب بدی ست امشب، که ستاره سو نداردگل کاغذی‌است شب بو، که ب...

در باور من، ریشه زدی، رحم نکردیهی زخم بر اندیشه زدی، رحم نکر...

چه کنم با دل خود؛با تـــــــو بمانم یا نه..؟با صدای غزلم از ...

پا به پایت تا ته این جاده می آیم نتـــــــــرس این منم عاشقت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط