یکی آمد که دنیایش شروعی تازه در من بود
یکی آمد که دنیایش شروعی تازه در من بود
پر از احساس موسیقی، شبیه لحن سوسن بود
ردیف ِ آرزوهایش، کمی تا قسمتی ابری
نگاه سادهاش اما، همیشه صاف و روشن بود
حریم پاک مریم را، به کرکسها نمیبخشید
برایش ناز ِ سنجاقک، همیشه سهم ِ لادن بود
به زخم ِ گل نمیخندید، مهتابیتر از شب بود
همیشه بود و میآمد، ولی از جنس ِ رفتن بود
شبی در شعر من گم شد، کسی که با غزل آمد
عزیزی بود که دنیایش، شروعی تازه در من بود...
برای banooshab
پر از احساس موسیقی، شبیه لحن سوسن بود
ردیف ِ آرزوهایش، کمی تا قسمتی ابری
نگاه سادهاش اما، همیشه صاف و روشن بود
حریم پاک مریم را، به کرکسها نمیبخشید
برایش ناز ِ سنجاقک، همیشه سهم ِ لادن بود
به زخم ِ گل نمیخندید، مهتابیتر از شب بود
همیشه بود و میآمد، ولی از جنس ِ رفتن بود
شبی در شعر من گم شد، کسی که با غزل آمد
عزیزی بود که دنیایش، شروعی تازه در من بود...
برای banooshab
- ۳۶۸
- ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط