{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هم بر آن باش که یک جام شرابم بدهی

هم بر آن باش که یک جام شرابم بدهی
هم در اندیشه که یک بوسه نابم بدهی

به خدا انقدر از طعم لبت می پرسم
تا به تنگ آیی و با بوسه جوابم بدهی

خواب را هم تو ز چشمان ترم دزدیدی
تا مبادا که یکی بوسه به خوابم بدهی

همه اندیشه ام آنست که همچون گیسو
بر سر دوش خود ای کاش که تابم بدهی

از جفایت نکنم شکوه به شرطی که شبی
تا سحر بوسه بی حد و حسابم بدهی

هر چه دل از تو طلب کرد خلافش کردی
طلب زهر کنم تا که شرابم بدهی

چه بگویم که ز اکسیر بقا ناب تر است
جام زهری که تو با قهر و عتابم بدهی

جان به شکرانه دهم بهر تو گر از سر لطف
گاه گاهی ز غم عشق عذابم بدهی..
دیدگاه ها (۳)

هر چه کردی به دلم ، ... باز تو را بخشیدمبا زبان زخم زدی ، .....

آغوشت را ازکابوس های سر ساعتت پس نگرفتم که رویشدردهایم را با...

ندگی انگار تمام صبرش رابخشیده است به من!!هر چه من صبوری میکن...

از هم بپاشانم به آسانی! مهم نیستاینها برای هیچ طوفانی مهم نی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط