هم بر آن باش که یک جام شرابم بدهی
هم بر آن باش که یک جام شرابم بدهی
هم در اندیشه که یک بوسه نابم بدهی
به خدا انقدر از طعم لبت می پرسم
تا به تنگ آیی و با بوسه جوابم بدهی
خواب را هم تو ز چشمان ترم دزدیدی
تا مبادا که یکی بوسه به خوابم بدهی
همه اندیشه ام آنست که همچون گیسو
بر سر دوش خود ای کاش که تابم بدهی
از جفایت نکنم شکوه به شرطی که شبی
تا سحر بوسه بی حد و حسابم بدهی
هر چه دل از تو طلب کرد خلافش کردی
طلب زهر کنم تا که شرابم بدهی
چه بگویم که ز اکسیر بقا ناب تر است
جام زهری که تو با قهر و عتابم بدهی
جان به شکرانه دهم بهر تو گر از سر لطف
گاه گاهی ز غم عشق عذابم بدهی..
هم در اندیشه که یک بوسه نابم بدهی
به خدا انقدر از طعم لبت می پرسم
تا به تنگ آیی و با بوسه جوابم بدهی
خواب را هم تو ز چشمان ترم دزدیدی
تا مبادا که یکی بوسه به خوابم بدهی
همه اندیشه ام آنست که همچون گیسو
بر سر دوش خود ای کاش که تابم بدهی
از جفایت نکنم شکوه به شرطی که شبی
تا سحر بوسه بی حد و حسابم بدهی
هر چه دل از تو طلب کرد خلافش کردی
طلب زهر کنم تا که شرابم بدهی
چه بگویم که ز اکسیر بقا ناب تر است
جام زهری که تو با قهر و عتابم بدهی
جان به شکرانه دهم بهر تو گر از سر لطف
گاه گاهی ز غم عشق عذابم بدهی..
- ۲.۱k
- ۱۴ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط