{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ندگی انگار تمام صبرش رابخشیده است به من!!

ندگی انگار تمام صبرش رابخشیده است به من!!

هر چه من صبوری میکنم او با بی صبریِ تمام هول میزند برای ضربه بعد...!



کمی خستگی در کن، لعنتی ...

خیالت راحت..!!

خستگیِ من به این زودی ها تمام نمیشود...
دیدگاه ها (۱)

هم بر آن باش که یک جام شرابم بدهیهم در اندیشه که یک بوسه ناب...

هر چه کردی به دلم ، ... باز تو را بخشیدمبا زبان زخم زدی ، .....

از هم بپاشانم به آسانی! مهم نیستاینها برای هیچ طوفانی مهم نی...

دستت را به من بدهدستهای تو با من اشناستای دیر یافته!باتو سخن...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁶¹..𝕽𝖊𝖉 𝕬𝖑𝖆𝖗𝖒.፨𝑅𝑒𝑑 𝐴𝑙𝑎𝑟𝑚፨ماشین آروم جلویِ خونشون توقف ...

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧 𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 ¹𝐩𝐚𝐫𝐭 ²⁴همینجوری زل زده بود بهم ....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط