باران که می زند دل من تنگ می شود
باران که می زند دل من تنگ می شود
بین من و تمام خودم، جنگ می شود
با گریه های ساکت ابری که می رود
باران چشمهام، هماهنگ می شود
از شوق چترها که به باران رسیده اند
این کوچه های خیس، پر از رنگ می شود
باران که می زند، همه رنگی شنیدنی است
انگار رنگ ها همه آهنگ می شود
فردی به روی پنجره ی خیس می نوشت:
باران که می زند، دل من تنگ می شود
بین من و تمام خودم، جنگ می شود
با گریه های ساکت ابری که می رود
باران چشمهام، هماهنگ می شود
از شوق چترها که به باران رسیده اند
این کوچه های خیس، پر از رنگ می شود
باران که می زند، همه رنگی شنیدنی است
انگار رنگ ها همه آهنگ می شود
فردی به روی پنجره ی خیس می نوشت:
باران که می زند، دل من تنگ می شود
- ۳.۱k
- ۰۵ دی ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط