{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشمانم مدام تورا میخوانند

چشمانم مدام تورا میخوانند
بر چهره ی سکوت با ورد فراموش شده ی آرامش ؛ خوابم به خواب رفته
شب چقدر افتاده میریزد ستاره هایش را
باران بهانه است
روی کاغذی که هنوز عریان است
من ذره ذره غرق میشوم در واژه هایی
که سر از چشمانم درآورده اند
دیدگاه ها (۲)

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وهشتم: چاقویی که نرسید---آن شب.در جنگ...

when silence became a scream p26

تک پارتی✨«فقط یک خواب بود»دو شب از رفتن همسرش گذشته بود.دو ش...

میان برگ های چرمی:𝓪𝓶𝓲𝓭 𝓽𝓱𝓮 𝓵𝓮𝓪𝓽𝓱𝓮𝓻𝔂 𝓵𝓮𝓪𝓿𝓮𝓼✨️پارت𝓟𝓪𝓻𝓽³:³🕊از ز...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 8️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ روی صفحه‌ی گوشی‌ات...

The Joke That Broke Us

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط