{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عمارت پروانه

عمارت پروانه

دو روز بعد

تنگن و تانجیرو و نزوکو... تازه از ماموریت برگشته بون تانجیرو تو کما بود اینوسکه همینطور زنیتسو رو تخت نشسته بود و گنگل کنارش باهاش حرف میزد

زنیتسو: خلاصه خیلی ترسناک بود ولی تونستیم شکستشون بدیم
گنگل: وایی من اونجا بودم چقدر میترسیدم
...
پامنی و راگاتا و نزوکو پشت در نگاشون میکردن

پامنی: چقدر زود صمیمی شدن
راگاتا: آره.. خیلی
نزوکو: هههمممم
(فک نکنید شیپشون کردم فقط دوست شدن🤣)
راگاتا: تو خیلی بامزه ایی نزوکو
سرشو نوازش کرد
پامنی: خیلی نازه
شینوبو: بچه ها یه لحظه میاین

راگاتا و پامنی : باشه

شینوبو: اون شیطانی که جکس گرفته رتبه دوم کیزوکی هستش و اون خواهرم کشته و اون با باد بزن های تیز کار میکنه و سرش خونیه
دیدگاه ها (۷)

ادیت شینوبو کوچو

شمشیر بر تاریکی پارت۱۵

بیوی هارونا:

وقتی مه ناپدید شد آکازا به شکم رنگوکو ضربه زده بود و از کمر ...

عمارت پروانه شبشینوبو: من پامنی راگاتا باهم میریم کوهستان کا...

اون خیلی زیباست...《°.•♡ ᗪ乇爪ㄖ几 丂ㄥ卂ㄚ乇尺♡ •.°》♡ ㅤ   ❍ㅤ     ⎙ㅤ   ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط