{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بغلش کرده بودم

بغلش کرده بودم
پرسید چقدر منو دوست داری؟؟؟
گفتم...
گفت نه یه اندازه ای بگو...
گفتم آخه چی بگم،خیلی دیگه...
گفت من یه اندازه بگم همون قدر دوسم داشته باشی؟؟؟؟
تو دلم گفتم الان اندازه ستاره های آسمونی،اندازه ی دریایی،یه همچین چیزی میگه
برگشت گفت:همون اندازه که اون بی معرفت قبلی بهم بدی کرد همون قدر دوسم داشته باش
گفتم یعنی چقدر آدم میتونه به یه نفر ظلم کنه که همچین حرفی بزنه...
اشک تو چشماش جمع شد و با بغض گفت:فقط تو رو خدا،التماست میکنم یه روزی نرسه،من به کسی بگم اندازه ی ظلمایی که تو به من کردی دوسم داشته باشه...
دیدگاه ها (۳)

دلم برات تنگ میشه...یه روزی ، یه جایی ، صدای خنده های یه نفر...

یک مرد برای اینکه بتونه یک زن رو شاد نگه داره،نیازی نیست بی ...

بابام با این که آدم معتقدی بود ولی زیاد به چارلاخ موی بیرون ...

ربطی به جنسیتش ندارد؛حذف کنید آدم هایی را که حجمِ اضافه ی بو...

قطعا ..ادم زیاد دیدم که قیافشون جذاب بوده و خوشکل از نظر خیل...

برف زمستونی

مجنون سرخ چشم پارت ۳۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط