{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گرگ روزگار بودم،

گرگ روزگار بودم،
شغالها هم جرأت رو دررویی بامن را نداشتند . . . . . .
حالا ک سرم را پایین انداخته ام
آهوها هم برایم خط و نشان میکشند...
دیدگاه ها (۲)

ﯾــــﺎ ﮐﺴــــــﯽ ﺭﺍ ﺑــﻪ ﻣـــﺎ ﻧــــﺪﻩ ... .ﯾـــــﺎ ﺍﮔــــــ...

ازبودنت برایم عادتی ساختی که هرگز بی تو بودن را باور ندارم ه...

به کوتاهی لحظات با تو بودن منگر!به وسعت لحظه هایی نگاه کن که...

"همه چیز از اونجا شروع شد!....🥊🎭🎸"#part_14🍷🎸آروم آروم وارد پ...

رمان تو خود منی

رمان عشق ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط