{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اسلاید دوم:لباس من

اسلاید دوم:لباس من
اسلاید سوم:لباس میسا
بچه ها ما با یه موتور میریم هرکدوم که دوست دارید انتخواب کنید
★Part 5★

تهیونگ:(چپ چپ نگاهم کرد منم ترسیدم رفتم😌)

من و میسا رفیت توی اتاق و میسا گفت:

میسا:نظرت چیه بریم موتور سواری

ات:واقعااااااا ...اما من بلد نیستم که(ناناحت شد😔)

میسا :خب فقط بریم دور دور

ات:باشه اما من لباس ندارم

میسا:تو یه تختت کمه به خدا، من صدتاااا لباس دارم (میسا جان تازه فهمیدی🗿🗿)

ات: هوراااااااا(عین یه بچه ذوق کردم😃)

میسا گفت بیا دنبالم منم رفتم و یه جایی بود پر از لباس و کلاه کاسکت و..............

میسا:یکی و انتخواب کن

ات:امممم...من اون یکی و میخوام(عکس میدم☺️)

میسا:باشه (رفت اورد لباسی که میخواستمو)

رفتم لبتس و اون پشت مشتا پوشیدم و اومدم بیرون

میسا: واییی دخترررر چقدررر بهت میادددد(ذوق زده😊😊)

ات:مرسی دلقکمممممم

میسا :تو برو بیرون منتظرم باش تا من لباسمو بپوشم و راستی کلاه کاسکتتم بگیر(پرت کرد👍)

ات:باشه (رفتم )

داشتم میرفتم که اشتباهی کلاه کاسکتو برعکسی گذاشته بودم روی سرم و داشتم میرفتم که پهن زمین شدم(حالممممم عالیییی👍😔)

تهیونگ و شوگا:زنده ای خواهر؟؟؟

ات:من عالیمممممم(عین این جن زده ها از زمین بلند شدم
دیدگاه ها (۳)

Part4صدای زنگ اومد و من و میسا هجوم اوردیم به در درو باز کرد...

Part4صدای زنگ اومد و من و میسا هجوم اوردیم به در درو باز کرد...

آقای هوسوک پارت ۱

آقای هوسوک پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط