{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باید یکی باشد ...

باید یکی باشد ...
یکی که دزدانه نگاهش کنی
دزدانه راه رفتنش را بپایی
و دزدانه ببوسی اش و محکم بغلش کنی
و در حضورش طعمِ تلخیِ قهوه ات را نفهمی

باید یکی باشد ...
که وقتی دلت برای مداد رنگی های کودکی ات تنگ شد ،
به ناخن هایش خیره شوی و سوار بر رنگین کمانی به کودکی ات سفر کنی

باید یکی باشد ...
یکی که حصارِ تنهایی ات را بر هم زند و به تو بگوید که دوستَت دارم

آدم است دیگر
و آدمی به همین دوستَت دارم هاست که زنده است .

و من کسی را دارم..که پر میشوم همیشه از مهربانی هایش..کسی که اگر بخدا نباشد من هم
نیستم...عمرم..نفسم..جونم..بسته به جووووونت..
دیدگاه ها (۲)

دلم برای چشمات بد تنگ شدهفدای چشمهای عقیق و درشتت دردت به تن...

سلاااااااااااام نفسیخوب شدم...خخخخبرم کن بیام.

تو که هستی.تو که باشی..من تمام شعرهای تنهایی ام را خط خطی می...

وقتی‌ باد آروم آروم، موتو نوازش می‌کنه…طبیعت وجودتو اینقدر س...

مردی در ساحل...[پارت دهم]نسیم شبانه آرام‌تر شده بود.موج‌ها ه...

وقتی عضو هشتمی و...

my snow ❄#my_snowPT 37last part✨_تمومش کن یونهو دیدی که منو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط