دوست پسر مافیایی

part 57

که یهو سرو کله جونگکوک پیدا شد و کمی بعدش جیمین و نامجون اومدن

جونگکوک:سلام

ات:عه سلام جیمین

جیمین سلام

ات :و شما اسمتون چیه

نامجون:کیم نامجون

ات:ها خوشبختم منم کیم اتم

جونگکوک:احیانا منم اینجا حضور دارم

ات:چی نشنیدم چیزی گفتی

جونگکوک:مسخره بازی در نیار

ات:من که صدایی نمیشنونم

ات :جیمین و نامجون اگه کاری ندارید منو سوجین میریم

نامجون و جیمین:نه

جونگکوک از بی توجهی ات دندوناشو روی هم فشرد دستش محکم مشت کرد

ات و سوجین داشتن میرفتن که جونگکوک دست ات گرفت نزدیکش شد در گوشش زمزمه وار گفت کجا با این عجله لیسی به لاله گوش ات زد

بعدش روی کولش آنداختش

نامجون:کاری نکنی

جونگکوک:سعی میکنم ولی نمتونم قول بدم

نامجون:اه باز همون حرف همیشگیش

سوجین :کجا داره میبرتش

جیمین:نترس اتفاق بدی واسه زن داداش نمیفته نهایتن که یه حالی هم میکنه

نامجون:جیمین

جیمین:باشه ما ساکت شدیم

ات با مشت به پشت جونگکوک میزد و تقلا میکرد جونگکوک بچم توجهی بهش نمیکرد. و راه خودشو میرفت

ات:مرتیکه اشغال بزارم زمین همه دارن نگام میکنن

جونگکوک:یعنی اگه اینا نبودن بازم میذاشتی

ات:نه

جونگکوک :خب دیگه رسیدم به مقصد مورد نظرم

ات:هوی الان کجایم میخوای چیکار کنی .

جونگکوک:خودت میفهمی

جونگکوک به یه کلاس کوچولوی خالی رسید از داخل قفل کرد ات گذاشت روی میز دستشو گذاشت دو طرف ات و خیز برداشت ات یکی از دستاشو برداشت و کمر ات گرفت

جونگکوک:بهم اهمیت نمیدی

ات:اصلا چرا باید اهمیت بدم مگه چیکارمی


فوش آزاده بجز توهین به ننه بابام
دیدگاه ها (۶)

𝐉𝐮𝐧𝐠𝐤𝐨𝐨𝐤

دوست پسر مافیایی

دوست پسر مافیایی

دوست پسر مافیایی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط