{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اسم مرا صدا بزن به قصه دعوتم بکن

اسم مرا صدا بزن، به قصه دعوتم بکن
به خواب روی شانه‌ات، بیا بدعادتم بکن

جان جوانیِ مرا، پیرِ ترانه کرده‌ای
زبان احساسِ مرا، تو عاشقانه کرده‌ای

مرا به خلوتت ببر، جان بده به نگاه من
ببوس تا پاک شود، در عشق تو گناه من
دیدگاه ها (۳۲)

نقش های کهنه ام چه قدر ، تلخ و خسته و خزانی اندنقش غربت جوان...

عاشق نشدی زاهد، دیوانه چه میدانی؟در شعله نرقصیدی، پروانه چه ...

به شهر رنگ ها رفتیم گفتی زرد نامرد استاگر رنگی تو را در خویش...

ﻣﻦ ﺭﺍ ﺩﻭ ﻧﻴﻢ ﮐﺮﺩﻩ ﻏﺮﻭﺑــﻲ ﮔﻼﻳﻪ ﺩﺍﺭ" ﻣﻴﻢ " ﻣﺤﺎﻝ ﻭ " ﻧﻮﻥ " ﻧﻔﺲ...

تو مرد اجتماعی پیراهن آجریمن دختری خجالتی و سردو چادریمن دخت...

تو مرد اجتماعی پیراهن آجریمن دختری خجالتی و سردو چادریمن دخت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط