{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ابری سیاه، چشم ترش را گرفته بود

ابری سیاه، چشم ترش را گرفته بود

زهری توان مختصرش را گرفته بود

معلوم بود از وَجَناتش که رفتنی است

یعنی که رُخصت سفرش را گرفته بود
دیدگاه ها (۷)

بس که این زهر جفا با جگرم غوغا داشتپاره های دل من ناله ی یا ...

در کنار تو وجودم بخدا نزدیک استهرکه نزدیک رضا شد بخدا نزدیک ...

در کنار حرمت سینه جلا می گیردچشم و دست و سر و دل بوی خدا می ...

انعکاس شور و امید شعف باب الجوادزائر تو ایستاده جان به کف با...

برخلاف نظر شبه جاسوس هایی مثه آقای ظهره وند !کشور های اتمی ب...

Crown~P22چهره دیار نسبت به سه سال پیش خیلی تغییر کرده بود، د...

فیک باد شکن پارت ۱خب خب داستان از همون جایی که عکس ها رو گذا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط