{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من که در تنگ برای تو تماشا دارم

من که در تنگ برای تو تماشا دارم
با چه رویی بنویسم غم دریا دارم؟

دل پر از شوق رهایی‌ست، ولی ممکن نیست
به زبان آورم آن را که تمنا دارم

چیستم؟! خاطره‌ی زخم فراموش شده
لب اگر باز کنم با تو سخن‌ها دارم

با دلت حسرت هم صحبتی‌ام هست، ولی
سنگ را با چه زبانی به سخن وادارم؟

چیزی از عمر نمانده‌ست، ولی می خواهم
خانه‌ای را که فروریخته برپا دارم
دیدگاه ها (۲)

مرور میکنم هر شب قبل از خواب،تمامِ پیغام هایمان را...باور کن...

نه آرامشت را به چشمـﮯ وابسته کن،نه دستت رابه گرماے دستـﮯ دلـ...

چرا به من و باران ایست می دهی !؟وقتی می دانیهمه زندگیم با تو...

روزهای رفته ی سال را ورق میزنم .......چه خاطراتی که زنده نمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط