{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

منو ببخش عزیزم که از تو می گریزم

منو ببخش عزیزم که از تو می گریزم
می سوزم و خاموشم تو خودم اشک می ریزم
از لحظه تولد سفر تقدیر من بود
تنم اسیر جاده دلم اسیر تن بود
یه قصه ی تازه نیست خونه به دوشی من
هراس دل سپردن عذاب دل بریدن
اگه یه دست عاشق یه شب پناه من شد
فردا عذاب جاده شکنجه گاه من شد
لحظه ی رفتنه دستاتو می بوسم
باید برم حتی اگه اونجا بپوسم
دیدگاه ها (۱)

واقــــعــــی... دیروز نزدیکی های ظهر بود تو خیابون بودم یهو...

هر لحظه مزن در،که در این خانه کسی نیستبیهوده مکن ناله،که فری...

بگم ﺏ ﺳﻼﻣﺘﯽ؟ﺑﺴﻼﻣﺘﯽ ﭼﯽ؟ﺳﻼﻣﺘﯿﻪ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﮐﻪ ﭘﯿﺮﻡ ﮐﺮﺩ؟ﺳﻼﻣﺘﯿﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ...

دوستش دارم ...بزرگیش را ... سکوتش را ... عظمتش را...ابهتش را...

*بوسه ی اجبار* پارت اول

ضعف ممنوعه  Forbidden Weaknessp.68  (روایت از زبان ا.ت)---وس...

ادامه پارت ۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط