{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا به دست باد می‌ریزند گیسوها به هم

تا به دست باد می‌ریزند گیسوها به هم
می‌خورند از لرزش بسیار، زانوها به هم
نیست در دنیا پلی از این شگفت‌انگیزتر
می‌رسد با یک نخ باریک، ابروها به هم
چشمها دریا و ابروها دو تا قوی سیاه
اخم کن نزدیک‌تر باشند این قوها به هم
با خیالش در بغل دارد تو را دیوانه‌ای
هر کجا دیدی گره خورده‌ست بازوها به هم
می‌رسد روزی که ما همسنگ یکدیگر شویم
می‌خورد یک روز قانون ترازوها به هم
عاشقیم اما چرا از هم خجالت می‌کشیم؟
کاش اصلا دل نمی‌بستند کم‌روها به هم!
دیدگاه ها (۱۴)

هرچه کردم نشدم از تو جدا، بدتر شدگفته بودم بزنم قید تو را، ب...

بلدم دل بسپارم ، بلدی دل ببَری؟بلدی تا سند از قلب من احراز ک...

یخ ها شکست و آب شد اما نیامدیمـن مانـدم آفتـاب شد اما ، نیام...

بی چشم غزال تو، غزل جای نداردفنجان من از طعم لبت ، چای ندارد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط