{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گه گاهی کنج دیوارهای خانه، می میرم

گه گاهی کنج دیوارهای خانه، می میرم
پُر بغض ،درد میشوم
با اشک همدم میشوم
مثل یک بهار پُر باران
هی میبارمُ
هی میبارمُ
هی میبارم.
رگباری از غم در من است
طوفان زده به پیکرم

آه .....

من هر روز ،پیرتر از دیروز می شوم




#پریناز_ارشد
دیدگاه ها (۲)

احس روحی ضوه مصلوب..!شما جاسته زلوف الریحیتکسر بحضن المای… ...

گلبی مثل ثیاب اهلنة مشگک وشایل محنّة #علی_انیس_الخفاجی

هیچکس متوجه نمی شود که بعضی از افراد چه عذابی را تحمل می کنن...

باز خواب از چشم و تاب از دل به غارت رفته‌استشب که می‌آید غم ...

داستان:هوای اوایل پاییز در شهر کوچک “نرگس‌زار” دل‌انگیز بود....

من توی روستا زندگی میکنم و عاشق زنی شدم که اوقاتش را توی شهر...

پارت ششم باران همچنان پشت پنجره می‌بارید.آرا با انگشت روی صف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط