پارت 32🌼

پارت 32🌼

ایلین: خوب صبحانه هم خوردیم الان منو شوگا میریم فرودگاه شما هم اینجا وایسین و خرابکاری هم نکنین تهیونگ تو هم خبر بده به کمپانی تا به ارمی های ایران بگه لایو میزاری تا اونا خبر شن

تهیونگ: اوکی باش

به کمپانی خبر دادم کمپانی گفت که خیلی ها منتظرن لایو شروع شه نیم ساعت میگذشت پاشدم رفتم تو اتاق و متنمو خوندم امدم لایو بزارم که یهو ایلین زنگ زد

ایلین: خوب تهیونگ لایو بزار دیگه

تهیونگ: میخواستم بزارم که زنگ زدی

جیمین: تهیونگاا ما از داخل تلویزیون نگاه میکنیم

تهیونگ: اوکیی
خیلی استرس داشتم برای اولین بار بود میخواستم با ارمی های ایران صحبت کنم

(شروع لایو )

تهیونگ: اول لایو رو با حرف زدن به کره ای شروع کردم
سلام ارمی ها دلم براتون تنگ شده بود امروز یه سوپرایز دارم برای ارمی های ایران امید وارم همه ی ارمی های ایرانی داخل لایو باشن

ارمی های ایران: قلبمون داشت از سینه در میوند یعنی تهیونگ میخواد چیکار کنه

تهیونگ: حرفام رو زدم و شروع کردم به فارسی حرف زدنشروع میکنم.

سلام به ارمی های عزیز ایران

ارمی: عرررر پشمام تهیونگ داره فارسی حرف میزنه

تهیونگ: من خیلی دوستون دارم و ببخشید نمیتونیم بیایم ایران
میدونم الان شاختون درامده اینا رو ایلین یادم داده

ارمی: وااای کیم تهیونگ عاشقتم

ایلین: واای تهیونگ واقعا عالی حرف میزنه

اعضا: اومایگاش تهیونگ عالی حرف میزنه

جونگکوک: نهه باید برم کرمم رو بریزم بزار برم.. 🫢🫣
دیدگاه ها (۱۳)

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ⁸ویو تهیونگ لعنت به خودم (پسرم ا...

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

#میکاپ_آرتیست_من

چند پارتی

گل خونی پارت 43(خطر اسمات)تهیونگ شروع کرد به بوسیدن جونگکوک ...

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

رفتار سرد

این فیک هم تموم شد خیلی ازتون ممنونم که فیکمو خوندین و حتی ب...

پارت ۱ ویو ا.ت پرده ی اتاق رو کنار زدم و گذاشتم نور خورشید آ...

part:3{این رمان درخواستی است و به گفته خود فالور نوع نوشتار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط