پارت 33🌼

پارت 33🌼

تهیونگ: داشتم با ارمی ها حرف میزدم یهو دیدم یکی درو باز کرد

جونگکوک: کونیی😂

تهیونگ: نمنهه🤨

ارمی: جرررررر این دیگه چه سمی هس

تهیونگ: خیلی معذرت میخوام بهتره لایو تموم کنم اما اینو یادتون باشه که خیلی دوستون دارم ارمی های ایران و تمام دنیا عاشقتونم و باز به ایرانی گفتم ای لاو یو ایران، ارمی

جونگکوک: جررر الان تهیونگ کارمو میسازه

تهیونگ: جوونگوک شییییییی

جونگکوک: امددد

تهیونگ: اون کونیی چی بود گفتیی میدونی چقدر خجالت کشیدم فقط گیرت نیارم

ایلین: حاجی پشمام این چه حرفی بود جونگکوک زد

شوگا: ولشون کن عشقم اینا هنوز بچه هستن خوب ما هم رسیدیم فرودگاه

ایلین: خیلی استرس داشتم میخواستم بعد از 5ماه خانوادم رو ببینم
(۵دقیقه بعد)

ایلین: هووف چرا نیومدن

شوگا: عشقم اروم باش الان میان

ایلین: نشسته بودم رو صندلی و داشتم به اطراف نگاه میکردم یهو دیدم مامان بابام دارن میان

ٱمااااااااااا

مامان ات: داشتم دور و اطراف رو نگاه میکردم دیدم یهو یکی به کره ای گفت مامان و دوید سمتم

ایلین: مامان هق هق بابا هق دلم براتون تنگ شده بود

شوگا: ایلین دوید و پرید بغلشون خیلی خوشحال بود داشت گریه میکرد رفتم جلو و تعظیم گردم

سلام من شوگا هستم از دیدنتون خوشبختم

بابای ایلین: شوگا امد جلو واقعا خیلی خوشکل بود الان درک میکردم که چرا ایلین اینقدر دوستشون داشت بغلش کردم و بوسیدمش و رفتیم خونه..
دیدگاه ها (۰)

《نوری در دنیای مرده ها 》پارت ¹¹ویو یونا همین جور گریه میکردم...

پارت ۴ویو الکس ات گفت منم پیشش بخوابم .....از اونجایی که من ...

پارت بیست و سومولی جونگکوک اونجا نبود تهیونگ با خودش گفت شای...

پارت ۶که یهو داشتم میخوردم زمین که دیدم شوگا اومد و با جادوی...

وقتی درسش بد بودو ..

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت³ویو ا/تمامان ا/ت: سلام دخ...

Cruel Love.پارت اول ویو آنجلینا.خیلی ذوق داشتم واسه اومدنشون...

به جز اینکه واقعا خوشحالم که میبینم که ته چقدر به آرمیا اعتم...

Pat:6اسم: عاشق چشماش شدمجونگکوک . سرم و اوردم بالا و با خنده...

Part ¹⁵ویو جونگکوک دختر خیلی خوشگلی بود به قول مامانم قرص ما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط