پارت
پارت ۵
پشت پنجره های خاموش
ناروتو دیگه نمیتونست جلوی خودش رو بگیره به خاطر همین به مردی که رو به روش بود با لکنت گفت
ناروتو : شما سما از کجا اسم منو میدونید ؟
مرد پولدار : این بی ادبیه اول باید اسم منو میپرسیدی
ناروتو : لطفا جواب سوالم رو بدید
مرد پولدار : خیلی خب باشه بلید پسر جون مادر و پدر تو وقتی بچه بودی توی ی تصادف مردن مگه نه ؟
ناروتو : ....
مرد پولدار : خب و تو زنده موندی بهتره ی مروری به گذشته ای که تو هنوز نوزاد بودی بکنیم چطوره ؟ وقتی تو هنوز نوزاد بودی ی مریضی مغزی شدیدی داشتی و می باید عمل میشیدی ولی مادر و پدرت پول کافی برای این کار نداشتن و به خانواده ی ما التماس کردن تا تورو درمان کنیم و خب بعد از اون موقع دیگه پیداتون نشد و پول ما رو هم پس ندادین و خب حالا که میبینم همون پسر از همون خانواده جلوم نشسته خوشحال میشم چون قراره تو بدهی خانوادت رو صاف کنی
ناروتو : چی ؟ چرا....
مرد پولدار : آروم باش میدونم برات سخته ولی خب باید قبول کنی این واقعیته
ناروتو : نه نه این واقعیت ندارد همچین چیزی واقعیت نداره
مرد پولدار : بهت گفتم آروم باش بهتره که بدونی به کسی که باید پول رو پس بدی منم و خب بهتره بگم که الان بدهیت سه برابر شده
ناروتو : من نخواستم که اون خونه رو برام بگیری
مرد پولدار : پس کجا میخواستی زندگی کنی ؟ میدونی که پول پیش خونه ی خودتون هم تموم شده مگه نه ؟
ناروتو : اینو دیگه از کجا میدونی ؟
مرد پولدار : ببین بچه من تک تک زیر و روی زندگی تو رو میدونم چیزی نیست که من ندونم و مب حالا من جلوی روت برات دو تا راه میذارم که بتونی این بدهی رو صاف کنی درسته که تو ۱۵ سارا بیشتر نیست و نمیتونی کار کنی ولی خب من میتونم برات ی کار پیدا کنم ولی با حقوقی که داره احتمالا ۲۰ سال طول میکشه که بتونی بدهی رو صاف بکنی ولی خب ی راه دیگه هم داریم میتونی تن فروشی بکنی میدونی برای پسری مثل تو که ریز و میزست مثل دخترا باید این کار براش کار آسونی باشه مشتری خیلی پیدا میشه برات
ناروتو : خفه شو
مرد پولدار از این حرف ناروتو متعجب شد و خیلی سریع یقه ی پیرهن ناروتو رو گرفت جوری که نفس ناروتو بند اومد و گفت
مرد پولدار : ببین بچه تا حالا بهت رو دادم نباید پر رو بشی و از این به بعد هم باید بهم بگی قربان فهمیدی ؟
ناروتو : ب...بله قربان
مرد پولدار : حالا خوب شد ببین ناروتو کدوم رو انتخاب میکنی البته که میدونم برات سخته که روی غرورت پا بذاری و شغل دوم رو انتخاب بکنی ولی خب بازم انتخاب با خودته
ناروتو : من من شغل اول رو انتخاب میکنم قربان حتی اگر ۲۰ سال هم طول بکشه من هیچوقت اون شما رو انتخاب نمیکنم
مرد پولدار : هوم باشه ولی اگر خواستی میتونی بازم نظرت رو تغییر بدی میدونی که آدمه بازم
ناروتو : ممنون قربان ولی نه
خب بچه ها این پارت کوتاه بود و خب باید سر بقیش فکر کنم هیچ ایده ای ندارم و خب برای مبلغ بدهی هم چیزی در نظر ندارم چون واحد پواسون با ما فرق داره نمیدونم باید چی بزارم کسی ایده ای چیزی داره بگه تروخدا و اینکه منظورم از حقوق کم درباره ی شغل اول منظورم خیلیییی کمههههه خیلییییی کممممممم
پشت پنجره های خاموش
ناروتو دیگه نمیتونست جلوی خودش رو بگیره به خاطر همین به مردی که رو به روش بود با لکنت گفت
ناروتو : شما سما از کجا اسم منو میدونید ؟
مرد پولدار : این بی ادبیه اول باید اسم منو میپرسیدی
ناروتو : لطفا جواب سوالم رو بدید
مرد پولدار : خیلی خب باشه بلید پسر جون مادر و پدر تو وقتی بچه بودی توی ی تصادف مردن مگه نه ؟
ناروتو : ....
مرد پولدار : خب و تو زنده موندی بهتره ی مروری به گذشته ای که تو هنوز نوزاد بودی بکنیم چطوره ؟ وقتی تو هنوز نوزاد بودی ی مریضی مغزی شدیدی داشتی و می باید عمل میشیدی ولی مادر و پدرت پول کافی برای این کار نداشتن و به خانواده ی ما التماس کردن تا تورو درمان کنیم و خب بعد از اون موقع دیگه پیداتون نشد و پول ما رو هم پس ندادین و خب حالا که میبینم همون پسر از همون خانواده جلوم نشسته خوشحال میشم چون قراره تو بدهی خانوادت رو صاف کنی
ناروتو : چی ؟ چرا....
مرد پولدار : آروم باش میدونم برات سخته ولی خب باید قبول کنی این واقعیته
ناروتو : نه نه این واقعیت ندارد همچین چیزی واقعیت نداره
مرد پولدار : بهت گفتم آروم باش بهتره که بدونی به کسی که باید پول رو پس بدی منم و خب بهتره بگم که الان بدهیت سه برابر شده
ناروتو : من نخواستم که اون خونه رو برام بگیری
مرد پولدار : پس کجا میخواستی زندگی کنی ؟ میدونی که پول پیش خونه ی خودتون هم تموم شده مگه نه ؟
ناروتو : اینو دیگه از کجا میدونی ؟
مرد پولدار : ببین بچه من تک تک زیر و روی زندگی تو رو میدونم چیزی نیست که من ندونم و مب حالا من جلوی روت برات دو تا راه میذارم که بتونی این بدهی رو صاف کنی درسته که تو ۱۵ سارا بیشتر نیست و نمیتونی کار کنی ولی خب من میتونم برات ی کار پیدا کنم ولی با حقوقی که داره احتمالا ۲۰ سال طول میکشه که بتونی بدهی رو صاف بکنی ولی خب ی راه دیگه هم داریم میتونی تن فروشی بکنی میدونی برای پسری مثل تو که ریز و میزست مثل دخترا باید این کار براش کار آسونی باشه مشتری خیلی پیدا میشه برات
ناروتو : خفه شو
مرد پولدار از این حرف ناروتو متعجب شد و خیلی سریع یقه ی پیرهن ناروتو رو گرفت جوری که نفس ناروتو بند اومد و گفت
مرد پولدار : ببین بچه تا حالا بهت رو دادم نباید پر رو بشی و از این به بعد هم باید بهم بگی قربان فهمیدی ؟
ناروتو : ب...بله قربان
مرد پولدار : حالا خوب شد ببین ناروتو کدوم رو انتخاب میکنی البته که میدونم برات سخته که روی غرورت پا بذاری و شغل دوم رو انتخاب بکنی ولی خب بازم انتخاب با خودته
ناروتو : من من شغل اول رو انتخاب میکنم قربان حتی اگر ۲۰ سال هم طول بکشه من هیچوقت اون شما رو انتخاب نمیکنم
مرد پولدار : هوم باشه ولی اگر خواستی میتونی بازم نظرت رو تغییر بدی میدونی که آدمه بازم
ناروتو : ممنون قربان ولی نه
خب بچه ها این پارت کوتاه بود و خب باید سر بقیش فکر کنم هیچ ایده ای ندارم و خب برای مبلغ بدهی هم چیزی در نظر ندارم چون واحد پواسون با ما فرق داره نمیدونم باید چی بزارم کسی ایده ای چیزی داره بگه تروخدا و اینکه منظورم از حقوق کم درباره ی شغل اول منظورم خیلیییی کمههههه خیلییییی کممممممم
- ۴۸۰
- ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط