موضوعترس
موضوع:ترس...
پارت ۲
+ب...ببخشید
_عیبی نداره حالا
+(خمیازه کشیدن)
_اوه خوابت میاد کوچولو
+من کوچولو نیستم
_مگه ۱۶ سالت نیست
+چرا خب ۱۶ سالمه
_خب منم امسال میشم ۳۰ ساله
+۳۰سال همسن بابامیییی (تعجب)
_اسم اونو نیار
+ب...باشه
_بیا بغلم بخواب
+ممنون جام راحته
_بهت گفتم بیا (عصبی)
+چ...چشم
ویو ا.ت:
رفتم بغلم انقدر محکم گرفتم انگار میخواستم فرار کنم خیلی خسته بودم زود خوابم برد وقتی بیدار شدم تو اتاق بودم اتاق قشنگی بود از اتاق در امدم بیرون و رفتم حال همون اقاعه نشسته بود رو مبل رفتم نزدیک اقاعه:
+ب...ببخشید من الان باید چیکار کنم
_بیدار شدی هوم خوبه خب لازم نیست کاری بکنی بشین خدمتکارا انجام دادن
+خدمتکارا؟؟؟
_اره الان رفتن
+اها
_لباس هرچی که لازم داری تو اتاقت هست ولی بازم فردا یا پس فردا میریم خرید
+باشه
_برو لباست رو عوض کن
+چ...چشم
پارت ۲
+ب...ببخشید
_عیبی نداره حالا
+(خمیازه کشیدن)
_اوه خوابت میاد کوچولو
+من کوچولو نیستم
_مگه ۱۶ سالت نیست
+چرا خب ۱۶ سالمه
_خب منم امسال میشم ۳۰ ساله
+۳۰سال همسن بابامیییی (تعجب)
_اسم اونو نیار
+ب...باشه
_بیا بغلم بخواب
+ممنون جام راحته
_بهت گفتم بیا (عصبی)
+چ...چشم
ویو ا.ت:
رفتم بغلم انقدر محکم گرفتم انگار میخواستم فرار کنم خیلی خسته بودم زود خوابم برد وقتی بیدار شدم تو اتاق بودم اتاق قشنگی بود از اتاق در امدم بیرون و رفتم حال همون اقاعه نشسته بود رو مبل رفتم نزدیک اقاعه:
+ب...ببخشید من الان باید چیکار کنم
_بیدار شدی هوم خوبه خب لازم نیست کاری بکنی بشین خدمتکارا انجام دادن
+خدمتکارا؟؟؟
_اره الان رفتن
+اها
_لباس هرچی که لازم داری تو اتاقت هست ولی بازم فردا یا پس فردا میریم خرید
+باشه
_برو لباست رو عوض کن
+چ...چشم
- ۳.۱k
- ۰۳ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط