خدایا
خدایا
در دل این شب
توبه از تمام دل بستن ها
به انان که سود خود بردند و در دل به آیینگی ام خندیدند
خدایا
تو را شکر که دیگر به هیچ بنده عادی ات نه دلخوشم نه دلبسته
تو را شکر که بچشم خویش دیدم خنده های هراس اور عجوز دنیا را
از پس صورتکهایی که به دیوار دلم اویخته بودم
خدایا
ازین بیماری برهانم
که تمام عمر در حسرت و حرمان سوختم
گریزانم از جمود دلهاشان
بیگانه ام با آشناییهای فصلی و باد آورده و بیزارم از منطق عاجزشان
خدایا
چقدر بیچاره اند انان که میپندارند که از دست گردان روزگار گریختند
و چه بیخبر آنان که نمیدانند بخل و به خویش فشردن و گریز را از پس چهره ی خندان و دست گشاده شان می بینم
چه نادانند آنان که شب سر بر آغوش توجیه های کودکانه ی خویش آرام می خوابند
چه خوشند آنان که تعریفی از وجدان عاطفه در قاموسشان ندارند
در دل این شب
توبه از تمام دل بستن ها
به انان که سود خود بردند و در دل به آیینگی ام خندیدند
خدایا
تو را شکر که دیگر به هیچ بنده عادی ات نه دلخوشم نه دلبسته
تو را شکر که بچشم خویش دیدم خنده های هراس اور عجوز دنیا را
از پس صورتکهایی که به دیوار دلم اویخته بودم
خدایا
ازین بیماری برهانم
که تمام عمر در حسرت و حرمان سوختم
گریزانم از جمود دلهاشان
بیگانه ام با آشناییهای فصلی و باد آورده و بیزارم از منطق عاجزشان
خدایا
چقدر بیچاره اند انان که میپندارند که از دست گردان روزگار گریختند
و چه بیخبر آنان که نمیدانند بخل و به خویش فشردن و گریز را از پس چهره ی خندان و دست گشاده شان می بینم
چه نادانند آنان که شب سر بر آغوش توجیه های کودکانه ی خویش آرام می خوابند
چه خوشند آنان که تعریفی از وجدان عاطفه در قاموسشان ندارند
- ۴۹۵
- ۰۸ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط