بخشی از پرده چهارم از کتاب مناجات نامه چوپان معاصر نوشته
بخشی از پرده چهارم از کتاب مناجات نامه چوپان معاصر نوشته طنز پرداز خلاق کشور استاد رضا احسان پور
پرده چهارم: از خودم شرمم میشود
خدایا!
من مثل آن بتپرست نیستم
که اگر تو را نداشته باشم
خدای سنگ و چوبی داشته باشم
من اگر تو را نداشته باشم، چیزی ندارم
خدایا!
دیوار خانهی مرا در بهشت
کاهگلی بساز
میخواهم هر روز عصر با شلنگ
به دیوار آب بپاشم
و نفس عمیق بکشم
خدایا!
اشکهایم را با دست پاک میکنم
تا دستانم بوی تو را بگیرد
خدایا
خدایا!
دوستت دارم
حتّی توی جهنّم
خدایا!
هروقت میخوانم «فتبارک الله»
از خودم شرمم میشود
خدایا!
خودت که بهتر میدانی
ما آدمها مثل دانههای انار هستیم
زیاد به ما فشار نیاور!
خدایا!
کاش یک مُهر «شکستنی است، با احتیاط حمل شود»
روی دلم زده بودی!
خدایا!
دست ما را بگیر
و ما را از اتوبان زندگی رد کن.
پرده چهارم: از خودم شرمم میشود
خدایا!
من مثل آن بتپرست نیستم
که اگر تو را نداشته باشم
خدای سنگ و چوبی داشته باشم
من اگر تو را نداشته باشم، چیزی ندارم
خدایا!
دیوار خانهی مرا در بهشت
کاهگلی بساز
میخواهم هر روز عصر با شلنگ
به دیوار آب بپاشم
و نفس عمیق بکشم
خدایا!
اشکهایم را با دست پاک میکنم
تا دستانم بوی تو را بگیرد
خدایا
خدایا!
دوستت دارم
حتّی توی جهنّم
خدایا!
هروقت میخوانم «فتبارک الله»
از خودم شرمم میشود
خدایا!
خودت که بهتر میدانی
ما آدمها مثل دانههای انار هستیم
زیاد به ما فشار نیاور!
خدایا!
کاش یک مُهر «شکستنی است، با احتیاط حمل شود»
روی دلم زده بودی!
خدایا!
دست ما را بگیر
و ما را از اتوبان زندگی رد کن.
- ۹۳۴
- ۰۹ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط