{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از عقابی پرسیدند:

از عقابی پرسیدند:
آيا ترس به زمين افتادن را نداری؟؟؟؟
عقاب لبخند زد و گفت :
من انسان نيستم كه با كمی به بلندی رفتن تكبر كنم!!!
من در اوج بلندی ،نگاهم هميشه به زمين است................
دیدگاه ها (۲)

به سلامتی پسرخاله که گفت یه روز رفتم نونوایی ،نونوا گفت هرک...

هزار صبح توانستی و نخواستی اما........................ رسیدن...

وقتى عقاب در آسمان پرميزند،چه پرنده ها كه پنهان نميشوند!
!
،...

ازحــق نگــذریـم،گــذرتـت ازمــن حــق نبــود........بــگذریـ...

𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟒𝟎 (last part)چند ماه بعد...همه‌چیز تغییر ...

_____پارت²⁰ نفرین کوچولو_____لوسیفر یک قدم از دل تاریکی بیرو...

رز آبی پارت ۱۹

...My evil angel...پارت ¹⁴🪽🔥 فصل دومکوچولو🎀...صبح روز بعد......

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟖 🎤🪽𓂃 ࣪˖ ִֶָ «امشب دیگه نمی‌خوام ...

چندپارتی تهیونگ

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟗چند روز بعد...جیمین و مانیا بیشتر از قب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط