{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی سوراخ کوچکی در یک پیله ظاهر شد، شخصی نشست و ساعت‌ها

روزی سوراخ کوچکی در یک پیله ظاهر شد، شخصی نشست و ساعت‌ها تقلای پروانه برای بیرون آمدن از سوراخ کوچک پیله را تماشا کرد. ناگهان تقلای پروانه متوقف شد و به نظر رسید که خسته شده و دیگر نمی‌تواند به تلاشش ادامه دهد. آن شخص خواست به پروانه کمک کند و با یک قیچی سوراخ پیله را گشاد کرد.
پروانه به راحتی از پیله خارج شد؛ اما جثه‌اش ضعیف و بال‌هایش چروکیده بودند. آن شخص به تماشای پروانه ادامه داد. او انتظار داشت پر پروانه گسترده و مستحکم شود و پرواز کند؛ اما نه تنها چنین نشد و برعکس، پروانه ناچار شد همه عمر را روی زمین بخزد و هرگز نتوانست پرواز کند.
آن شخص مهربان نفهمید که محدودیت پیله و تقلا برای خارج شدن از سوراخ ریز آن را خدا برای پروانه قرار داده بود تا به آن وسیله مایعی از بدنش ترشح شود و پس از خروج از پیله به او امکان پرواز دهد.
گاهی اوقات در زندگی فقط به تقلا نیاز داریم. اگر خداوند مقرر می‌کرد بدون هیچ مشکلی زندگی کنیم فلج می‌شدیم؛ به اندازه کافی قوی نمی‌شدیم و هرگز نمی‌توانستیم پرواز کنیم.
دیدگاه ها (۷)

گاهی دلم میخواد, وقتی بغض میکنم, خدا از آسمان به زمین بیاد...

یه ساله رفتی و اسمت هنوز مونده تو این گوشی...هنوزم قهوه‌تو م...

تو هم دل کندی از عشقم تو هم رفتی یه جا دیگه یه دنیا فاصله د...

شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد فریبنده زاد و فریبا بمیرد شب م...

❌امام جمعه اردبیل:⚠️دروغ بستن به مقام معظم رهبری، هزینه بسیا...

پشت نگاه سردت.... 15ویو تهوقتی رسیدیم خونه، در رو باز کردم و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط