{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه ساله رفتی و اسمت هنوز مونده تو این گوشی...

یه ساله رفتی و اسمت هنوز مونده تو این گوشی...
هنوزم قهوه‌تو مثل قدیما تلخ می‌نوشی؟
هنوز شب‌ها توی تختت کتابِ شعر می‌خونی؟
کناره پنجره شادی با یه سیگار پنهونی؟
هنوزم وقتی می‌خندی رو گونه‌ت چال می‌افته؟
هنوزم چشم به راهِ یه سواره زیبای خفته؟
هنوزم عینهو فیلما، یه عشق آتشین می‌خوای؟
هنوزم روحِ هـامـونو، تو جسم جیمزدین می‌خوای؟
می‌دونم وقتی که بارون تو شب می‌باره بیداری!
بازم قمیشی گوش می‌دی، هنوز بارونو دوست داری!
یه ساله رفتی و عطرت هنوز مونده‌ توی شالم
بازم ردت رو می‌گیرن همه تو فنجون فالم
تو وقتی شعر می‌خونی منو یادت میاد اصلن؟
تو یادت موندن اون روزا که دیگه برنمی‌گردن؟
بدون حالا بدون ‌تو یکی دلتنگه این گوشه،
هنوزم قهوه‌شو تنها به عشقت تلخ می‌نوشه
می‌دونم وقتی که بارون تو شب می‌باره بیداری!
بازم قمیشی گوش می‌دی، هنوز بارونو دوست داری!
دیدگاه ها (۶)

تو صدای پایت را به یاد نمی آوری چون همیشه همراهت است ولی من ...

من به فرداهای توامید به آبی آسمان به سبزی نگاه باران من به ر...

گاهی دلم میخواد, وقتی بغض میکنم, خدا از آسمان به زمین بیاد...

روزی سوراخ کوچکی در یک پیله ظاهر شد، شخصی نشست و ساعت‌ها تقل...

قسمت اول: اولین جرقهمکان: کافه‌ای دنج و بارانی در سئول، درست...

سناریو جونگکوک

دوست پسر پرنده ای که دیر میاد خونه پارت ۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط