بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
قسمت سوم :
و اگر بگویی: جهان به واسطۀ انفجاری در آن مادۀ اولیه پدید آمده و گسترش یافته، باید کسی این قابلیت را در یک ماده قرار داده باشد و انفجار حکیمانهای در آن ایجاد نموده باشد؛ حال تفکر کن که چه کسی پدید آورده است و میگرداند؟
بدیهی است که ماده ازلی نیست، چون متغیر میگردد - بدیهی است که چیزی از عدم - نیستی پدید نمی آید - و بدیهی است که تصادف به معنای بیعلّتی وجود ندارد، بلکه هر اتفاقی، علمی می باشد! اما اگر بشر، چند و چون و علت و چرایی اتفاق را نداند و نفهمد، آن را تصادف مینامد!
أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ - آيا از هيچ خلق شدهاند يا آنكه خودشان خالق خود هستند.(35)
أَمْ خَلَقُوا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بَلْ لَا يُوقِنُونَ - آيا آسمانها و زمين را آنان خلق كردهاند؟! نه بلكه يقين ندارند.(36)(سوره طّور آیه 35 و 36)
کشفیات در علوم طبیعی :ابتدا دقت نماییم که دانشمندان، چیزی را خلق نمیکنند، بلکه از آن چه آفریده شده و قوانین حاکم بر آن،چیزهایی را کشف میکنند و مخترعان نیز بر اساس همین قوانین موجود وتجزیه و ترکیبها بر اساس آن چه هست و قوانین آن، چیز هایی را میسازند. اما، این یک موضعگیری سخیف، لجوجانه و هدفمند است که تا چیزی را کشف میکنند، نظریه فلسفی در انکار خالق بدهند و بگویند: چون ما این عنصر و قوانین حاکم بر آن را شناختهایم، پس دیگر نیازی به پدیدآورنده خالق ندارد!
چنان به بهانۀ قوانین علمی و قابل کشف، خالق را انکار میکنند که گویی، کار خالق، باید غیر علمی و غیر حکیمانه باشد!
خلقتش باید بدون قانون،ضابطه و نظم موجودیت و رابطۀ هدفمند و علمی بین عناصر باشد!
لذا اگر قوانینی توسط بشر کشف شد، یعنی خدا وخالقی وجود ندارد؟! فرمود: إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ - مائیم که هر چیزی را به با اندازه آفریدیم.(سوره قمر آیه 49)
اگر خالق متعال، قوانینی را بر همین جهان طبیعت حاکم نمینمود، نه تنها مادهگرایان قادر به شناخت و کشف چیزی نمیشدند؛ بلکه اساساً چیزی پدید نمیآمد، یا در همان لحظه اول پیدایش نابود میشد.
بدیهی است که هر مخلوقی پدیده ای، دلیل بر وجود خالق پدید آورنده میباشد -هر علمی، دلیل بر وجود علیم میباشد - چنان که هر نظمی، دلیل بر وجود ناظم میباشد؛ لذا سفیهانه، مغرضانه و البته لجوجانه است اگر پس از هر کشفی در طبیعت، نتیجه فلسفی بگیرند و بگویند: چون ما قوانینی را در طبیعت کشف کردیم، پس نیازی به خالق و عوامل ماورایی و الهی ندارد!؛ مضافاً بر این که طبیعت و کشفیات بشر درعلوم طبیعی و تجربی،خلاف آن را به اثبات عقلی می رسانند.
این مواضع، ربطی به کشفیات علمی در علوم طبیعی ندارد، بلکه ریشه در دشمنی با خدا دارد: أَوَلَمْ يَرَ الْإِنْسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ - آیا انسان نمیبیند ندانسته که ما او را از نطفهای پست و ناچیز آفریده ایم و اینک ستیزهگری آشکار شده است؟!(سوره یس آیه 77)(پایان)
قسمت سوم :
و اگر بگویی: جهان به واسطۀ انفجاری در آن مادۀ اولیه پدید آمده و گسترش یافته، باید کسی این قابلیت را در یک ماده قرار داده باشد و انفجار حکیمانهای در آن ایجاد نموده باشد؛ حال تفکر کن که چه کسی پدید آورده است و میگرداند؟
بدیهی است که ماده ازلی نیست، چون متغیر میگردد - بدیهی است که چیزی از عدم - نیستی پدید نمی آید - و بدیهی است که تصادف به معنای بیعلّتی وجود ندارد، بلکه هر اتفاقی، علمی می باشد! اما اگر بشر، چند و چون و علت و چرایی اتفاق را نداند و نفهمد، آن را تصادف مینامد!
أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ - آيا از هيچ خلق شدهاند يا آنكه خودشان خالق خود هستند.(35)
أَمْ خَلَقُوا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بَلْ لَا يُوقِنُونَ - آيا آسمانها و زمين را آنان خلق كردهاند؟! نه بلكه يقين ندارند.(36)(سوره طّور آیه 35 و 36)
کشفیات در علوم طبیعی :ابتدا دقت نماییم که دانشمندان، چیزی را خلق نمیکنند، بلکه از آن چه آفریده شده و قوانین حاکم بر آن،چیزهایی را کشف میکنند و مخترعان نیز بر اساس همین قوانین موجود وتجزیه و ترکیبها بر اساس آن چه هست و قوانین آن، چیز هایی را میسازند. اما، این یک موضعگیری سخیف، لجوجانه و هدفمند است که تا چیزی را کشف میکنند، نظریه فلسفی در انکار خالق بدهند و بگویند: چون ما این عنصر و قوانین حاکم بر آن را شناختهایم، پس دیگر نیازی به پدیدآورنده خالق ندارد!
چنان به بهانۀ قوانین علمی و قابل کشف، خالق را انکار میکنند که گویی، کار خالق، باید غیر علمی و غیر حکیمانه باشد!
خلقتش باید بدون قانون،ضابطه و نظم موجودیت و رابطۀ هدفمند و علمی بین عناصر باشد!
لذا اگر قوانینی توسط بشر کشف شد، یعنی خدا وخالقی وجود ندارد؟! فرمود: إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ - مائیم که هر چیزی را به با اندازه آفریدیم.(سوره قمر آیه 49)
اگر خالق متعال، قوانینی را بر همین جهان طبیعت حاکم نمینمود، نه تنها مادهگرایان قادر به شناخت و کشف چیزی نمیشدند؛ بلکه اساساً چیزی پدید نمیآمد، یا در همان لحظه اول پیدایش نابود میشد.
بدیهی است که هر مخلوقی پدیده ای، دلیل بر وجود خالق پدید آورنده میباشد -هر علمی، دلیل بر وجود علیم میباشد - چنان که هر نظمی، دلیل بر وجود ناظم میباشد؛ لذا سفیهانه، مغرضانه و البته لجوجانه است اگر پس از هر کشفی در طبیعت، نتیجه فلسفی بگیرند و بگویند: چون ما قوانینی را در طبیعت کشف کردیم، پس نیازی به خالق و عوامل ماورایی و الهی ندارد!؛ مضافاً بر این که طبیعت و کشفیات بشر درعلوم طبیعی و تجربی،خلاف آن را به اثبات عقلی می رسانند.
این مواضع، ربطی به کشفیات علمی در علوم طبیعی ندارد، بلکه ریشه در دشمنی با خدا دارد: أَوَلَمْ يَرَ الْإِنْسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ - آیا انسان نمیبیند ندانسته که ما او را از نطفهای پست و ناچیز آفریده ایم و اینک ستیزهگری آشکار شده است؟!(سوره یس آیه 77)(پایان)
- ۱۷۱
- ۰۴ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط