سناریو بی تی اس
سناریو بی تی اس
بگین من بنویسم اولیش رو خودم میگم
″وقتی امدین خونه مادر بزرگت توی ایران″
نامجون : ا.ت میگم اینا چی میگن ؟؟
ا.ت: دارن غیبت میکنن
نامجون : یادم باشه رفتیم کره توی کتاب درباره فرهنگ صحبت کردن با ایرانیا رو بخونم
ا.ت :😑😑( عزیزم زن از ایران گرفتی بعد توی کتاب بخونی)
جین : میگم ا.ت اسم این غذا چیه از مامانت بپرس ؟؟
ا.ت : چرا از مامانم بپرسم اسمش قرمه سبزیه
جین : ببینم بلدی درست کنی ؟؟
ا.ت : جین منو دست کم گرفتی عزیزم ؟؟
جین : آره گفتم شاید اندازه من اشپزیت خوب نباشه
ا.ت:😤
شوگا : ا.ت من خوابم میاد میرم توی اتاقه موقع شام صدام کن
ا.ت : شوگا زشته مثلاً تازه دامادی
شوگا : خوب خوابم میاد من رفتم
هوسوک : ا.ت پس چرا نمیریم ساعت هشته هنوز شام نخوردم
ا.ت : عزیزم هنوز دایم نیومده شام ساعت ده میخوریم
هوسوک : دههههه من گشنمه
مادر بزرگ : عزیزم دخترم چه داماد خوشگلی چقدر خوشتیپ جنتلمن
جیمین : عزیزم مادر بزرگت چی میگه ؟؟
ا.ت : داره میگه شوهرت چقدر قدش کوتاهه 😂😂
جیمین : بابا مادر جون بزار پا بزارم توی خونت بعد ازم بد بگو
ا.ت : جیمین جیمین شوخی کردم داره میگه چقدر خوشگلی
جیمین : 😑😑
تهیونگ : حوصلم سر رفت
ا.ت : تهیونگ بشین الان میریم عزیزم
( پنچ دقیقه یک بار )
تهیونگ : حوصلم سر رفت ... حوصلم سر رفت
ا.ت : تهیونگ پاشو برو من با مامانم میام برو
تهیونگ : من تورو اینجا تنها نمیزارم پیش این پسر خاله و دایی هات
ا.ت :😒😒
جونکوک : اینا دارن چی میکشن دود میکنه ؟؟
ا.ت :قلیون میخوایی برو پیش داداشم بکش
جونکوک: مشروب ندارن ؟؟
ا.ت : خاک بر سرت بهت گفتم توی ایران از این چرت پرت نگی
جونکوک : آخ ببخشید یادم رفت من برم ببینم اگر به درد میخوره با حاله بخرم یکی ببریم کره با اعضا استعمال کنیم
اگر خوب نوشتم لایک یادتون نره اگر دوست داشتین پیشنهاد بدین بنویسم بوس بوس
بگین من بنویسم اولیش رو خودم میگم
″وقتی امدین خونه مادر بزرگت توی ایران″
نامجون : ا.ت میگم اینا چی میگن ؟؟
ا.ت: دارن غیبت میکنن
نامجون : یادم باشه رفتیم کره توی کتاب درباره فرهنگ صحبت کردن با ایرانیا رو بخونم
ا.ت :😑😑( عزیزم زن از ایران گرفتی بعد توی کتاب بخونی)
جین : میگم ا.ت اسم این غذا چیه از مامانت بپرس ؟؟
ا.ت : چرا از مامانم بپرسم اسمش قرمه سبزیه
جین : ببینم بلدی درست کنی ؟؟
ا.ت : جین منو دست کم گرفتی عزیزم ؟؟
جین : آره گفتم شاید اندازه من اشپزیت خوب نباشه
ا.ت:😤
شوگا : ا.ت من خوابم میاد میرم توی اتاقه موقع شام صدام کن
ا.ت : شوگا زشته مثلاً تازه دامادی
شوگا : خوب خوابم میاد من رفتم
هوسوک : ا.ت پس چرا نمیریم ساعت هشته هنوز شام نخوردم
ا.ت : عزیزم هنوز دایم نیومده شام ساعت ده میخوریم
هوسوک : دههههه من گشنمه
مادر بزرگ : عزیزم دخترم چه داماد خوشگلی چقدر خوشتیپ جنتلمن
جیمین : عزیزم مادر بزرگت چی میگه ؟؟
ا.ت : داره میگه شوهرت چقدر قدش کوتاهه 😂😂
جیمین : بابا مادر جون بزار پا بزارم توی خونت بعد ازم بد بگو
ا.ت : جیمین جیمین شوخی کردم داره میگه چقدر خوشگلی
جیمین : 😑😑
تهیونگ : حوصلم سر رفت
ا.ت : تهیونگ بشین الان میریم عزیزم
( پنچ دقیقه یک بار )
تهیونگ : حوصلم سر رفت ... حوصلم سر رفت
ا.ت : تهیونگ پاشو برو من با مامانم میام برو
تهیونگ : من تورو اینجا تنها نمیزارم پیش این پسر خاله و دایی هات
ا.ت :😒😒
جونکوک : اینا دارن چی میکشن دود میکنه ؟؟
ا.ت :قلیون میخوایی برو پیش داداشم بکش
جونکوک: مشروب ندارن ؟؟
ا.ت : خاک بر سرت بهت گفتم توی ایران از این چرت پرت نگی
جونکوک : آخ ببخشید یادم رفت من برم ببینم اگر به درد میخوره با حاله بخرم یکی ببریم کره با اعضا استعمال کنیم
اگر خوب نوشتم لایک یادتون نره اگر دوست داشتین پیشنهاد بدین بنویسم بوس بوس
- ۱۱.۵k
- ۰۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط