{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فرمان بدهی کاخ زاحساس تو سازم

فرمان بدهی کاخ زاحساس تو سازم
دستور دهی نور ز الماس تو سازم

من خالق هر بیت و غزل ،عاشق مدحم
مهلت بدهی بُرد ز کرباس تو سازم

یک ساز نهادی به دلم کوک نکردی
گر کوک کنی ، ساز ز انفاس تو سازم

رفتم به سرایت که بگیرم خبری خوش
گر راه دهی ، بیت ز مقیاس تو سازم

گفتم بخرم ناز و فروشم به حبیبم
گر ناز دهی کوه ز اجناس تو سازم
دیدگاه ها (۲)

بامنی اما نفهمیدی که تنهاتر شدمگریه کردم فکر کردی زیر باران ...

من هوایی شده ام سربه هوا راه نرواینهمه با طرب و ناز و ادا را...

قول دادم به کسی غیر تو عادت نکنماز غم انگیزی این عشق شکایت ن...

دوچشمان سیـاهش نوش دارد نگاهش عاشقی مدهوش داردبه دل گویم صبو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط