{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پدر و پسری داشتند در کوه قدم میزدند که ناگهان پای پسر به

پدر و پسری داشتند در کوه قدم میزدند که ناگهان پای پسر به سنگی گیر کرد.
به زمین افتاد و داد کشید: آآی ی ی ی!
صدایی از دور دست آمد: آآی ی ی ی!
پسرک با کنجکاوی فریاد زد: کی هستی؟
پاسخ شنید: کی هستی؟
پسرک خشمگین شد و فریاد زد: ترسو!
باز پاسخ شنید: ترسو!
پسرک با تعجب ازپدرش پرسید: چه خبر است؟
پدر لبخندی زد و گفت: پسرم خوب توجه کن…. و بعد با صدای بلند فریاد زد: تو یک قهرمان هستی!
صدا پاسخ داد: تو یک قهرمان هستی!
پسرک باز بیشتر تعجب کرد.پدرش توضیح داد: مردم میگویند که این انعکاس کوه است ولی این در حقیقت انعکاس زندگی است.
هر چیزی که بگویی یا انجام دهی،زندگی عینا” به تو جواب میدهد؛ اگر عشق را بخواهی، عشق بیشتری در قلب بوجود می آید واگر به دنبال موفقیت باشی، آن را حتما بدست خواهی آورد. هر چیزی را که بخواهی، زندگی همان را به تو خواهد داد!
آلبرت انیشتین : زندگی مثل دوچرخه سواری می مونه ، واسه حفظ تعادلت همیشه باید در حرکت باشی ..
دیدگاه ها (۶)

من عقابی بودم!!!!! که نگاه یک مار ؛ سخت آزارم داد ... بال بگ...

ﭼﻪ ﻗﺪﺭ ﺳﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﯼ ... ﮐــــﺴﯽ ﮐــﻪ ﺗﻮ ﺭﻭ ﻓــﻘـــﻂ ﻭ ﻓـ...

×ﭼﻘـــــــﺪﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﺘﻦ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ...حتما بخونید × ﻣﻦ ﻭ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﺍﺯ ﻫﻢ...

خونه ی مادر بزرگه الان آپارتمانه خونه ی مادر بزرگه استخر و ل...

فیک { خاکسترِ نعنا } 𝗉.𝟧 یونگی چش شده بود؟ کلا دو روز کمتر ...

پارت8

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط