دوبارهـ دیدمشـ ، دلمـ کمے برایشـ سوختـ ، انگار دلشـ را کس
دوبارهـ دیدمشـ ، دلمـ کمے برایشـ سوختـ ، انگار دلشـ را کسے شـکسته بود ...
خط هاـے روـے صورتشـ گذر عمرشـ را نشان مےدادند و هیچـ ...
امـّا کسے جز من سواد خواندن نگاهشـ را نداشتـ
کاشـ مےتوانستمـ کمکشـ کنمـ...
ولے باید او را تنها مےگذاشتمـ تا با دردهاـے خود آرامـ بگیرد
براـے همین آیینه را شکستـــــمــــ ..
کـُـــل ِ دُنیا را هَم کـِﮧ داشتِـﮧ باشــے
باز هَم دِلَت میخواهَد...
بَعضــے وَقتها ...
فَقَط بَعضــے وَقتها ...
بَراے یـِک لَحظِـﮧ هَم کِـﮧ شُده ...
هَمِـﮧے ِ دُنیاے یــِک نَفَر باشــے
خط هاـے روـے صورتشـ گذر عمرشـ را نشان مےدادند و هیچـ ...
امـّا کسے جز من سواد خواندن نگاهشـ را نداشتـ
کاشـ مےتوانستمـ کمکشـ کنمـ...
ولے باید او را تنها مےگذاشتمـ تا با دردهاـے خود آرامـ بگیرد
براـے همین آیینه را شکستـــــمــــ ..
کـُـــل ِ دُنیا را هَم کـِﮧ داشتِـﮧ باشــے
باز هَم دِلَت میخواهَد...
بَعضــے وَقتها ...
فَقَط بَعضــے وَقتها ...
بَراے یـِک لَحظِـﮧ هَم کِـﮧ شُده ...
هَمِـﮧے ِ دُنیاے یــِک نَفَر باشــے
- ۹۶۹
- ۰۲ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط