{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حق من بود که باشی و نگاهم بکنی

حق من بود که باشی و نگاهم بکنی
که به هر ثانیه با عشق دعایم بکنی

حق من بود که از نم نم باران بهشت
خوشه ای عشق بچینی و صدایم بکنی

حق من بود بمانی و در اندوه غروب
سپرم باشی و با عشق تو رامم بکنی

حق من بود که در منزل تو جای شوم
نه که در خلوت کوچه تو سلامم بکنی

حق من بود که آغوش تو جایم بشود
نه که در معرکه ی عشق وداعم بکنی

حق من بود چو آهو تو اسیرم باشی
نه که با وسوسه ای طعمه ی دامم بکنی

حق من بود بهار دل من باشی تو
نه که در فصل خزان بر سر دارم بکنی

حق من بود تو باشی همه ی دلخوشیم
تو نماندی که مرا مست و خرابم بکنی
دیدگاه ها (۱)

بگو که عاشقم هستی دلم تکرار میخواهد برای با تو بودن ها دلم ا...

بعضی وقتا دردت انقدر شخصی میشه که با خودتم حرف نمیزنی

آخرین وعده ی دیدار من و باران بوداین هوای دو نفر،بی تو چه ب...

قلب من با تو فقط میل تپیدن داردبوسه از سیب لبت رغبت چیدن دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط